اين جنگ به جهت چشمدردى كه امير المؤمنين عليه السّلام داشتند ، ديگران به ميدان رفتند و موفق به شكست دشمن نشدند و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بعد از شفا دادن به حضرت وصى عليه السّلام پرچم نبرد را به ايشان سپردند و آن حضرت بعد از مدت زمان كمى خيبر را فتح كردند :
و كان عليّ أرمد العين يبتغي * دواء فلمّا لم يحسّ مداويا
شفاه رسول اللّه منه بتفلة * فبورك مرقيا و بورك راقيا
« و قال ساعطي الرأية اليوم صارما * كميّا محبّا للرسول مواليا » « 1 »
يحبّ إلهى و الإله يحبّه * به يفتح اللّه الحصون الأوابيا
فأصفى بها دون البرية كلّها * عليّا و سمّاه الوزير المواخيا
شاهد : در دخول حرف سين بر فعل مضارع « اعطى » و تخلص آن براى استقبال است .
معناى شعر : « و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : به زودى اعطا مىكنم پرچم جنگ را امروز ، به انسان چون شمشير برّانى كه اينچنين صفت دارد پهلوان است و محبّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و تابع اوست » .
و معنى قول المعربين : و معناى قول نحويين كه دربارهء حرف سين مىگويند :
« حرف تنفيس » ، اين است كه اين حرف باعث توسيع زمانى فعل مضارع است زيرا كه يك بعد معنوى از زمان فعل مضارع ، زمان حال مىباشد كه زمانى بسيار قليل و كم است بهطورى كه فقط در زمان تكلم وجود دارد و به اعتبار آن فعل مضارع داراى زمانى ضيق و كم مىشود و حرف سين زمان آن را توسعه داده و تبديل به استقبال مىكند . و واضحتر از اين عبارت نحويين دربارهء حرف سين ، قول زمخشرى و غير اوست كه مىگويند : حرف سين ، حرف استقبال است ، و از اين جهت واضحتر است ، زيرا كه صريحا معناى اين حرف و عملكرد معنوى آن را بيان مىكند .
هامش
( 1 ) - الإرشاد : 37 . الغدير : 2 / 40 ، أعيان الشيعه : 1 / 406 .