تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
اوسع از سين مىباشد و اين كثرت حروف مفيد و باعث مبالغه و زيادت در كيفيت و اندازهء معنا گشته است . و ليس بمطّرد : ولى بايد توجّه داشت كه اين قاعده عام و كليّت ندارد چه بسا كلمه‌اى كه حروف هجاى آن كمتر است لكن با كلمه‌اى كه حروف هجاى آن بيشتر است داراى يك معناست و يا داراى معناى قويترى است ، مانند : « حذر و حاذر » و « شنج و شانج » كه « حذر و شنج » با اينكه حروف هجاى كمترى دارند چون صيغهء مبالغه هستند داراى معناى قويترى از معناى اسم فاعل از مادهء خود مىباشند در حالى كه اسم فاعل داراى حروف الفباى بيشترى است . شايان ذكر است كه نحويون به « سوف » حرف تسويف نيز مىگويند . و يقال فيها : كلمهء « سوف » گاهى تخفيف داده مىشود و گفته مىشود در آن : « سف » به حذف حرف وسط آن ، كه واو مىباشد و گاهى نيز « سو » به حذف حرف آخر در عبارات استعمال مىشود و همچنين گاهى به صورت « سى » به حذف حرف آخر و قلب حرف وسط آن « واو » به ياء به جهت مبالغه در تخفيف و رفع ثقالت آن ، استعمال مىشود زيرا واو ثقيل‌تر از ياء است . اين لغت اخير را ابن سيد يكى از علماى اندلس و نويسندهء كتاب « المحكم » كه اين كتاب در علم لغت است بيان كرده است . تنفرد عن السين : « سوف » از حيث استعمال با سين از جهاتى تفاوت دارد ، زيرا لام مفتوحه موكّده مىتواند بر « سوف » داخل شود در حالى كه هرگز بر سين واقع نمىشود ، مثل قول خداوند متعال :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
« الضحى / 5 » و گاهى بين « سوف » و فعل مضارع بعد از آن ، يك فعل قلبى ملغا شده از عمل قرار مىگيرد در حالى كه بين سين و فعل مضارع ، هرگز فعل قلبى ملغا نمىتواند واقع شود ، مانند قول زهير بن أبي سلمى يكى از چهار شاعر مشهور جاهليت عرب ( إمرئ القيس ، نابغه ذبياني ، أعشى و زهير بن أبي سلمى ) در ذمّ خاندان آل حصن از قبيله بنى عليم :
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 162 | غلامعلى صفايى