نيزه زدنى كه اينچنين صفت دارد كه واسع شده است - محل برخورد آن نيزه - » .
و من دخولها على الجملة الاسمية : از موارد دخول « ربّ » بعد از الحاق « ما » زائده ، بر جملهء اسميه كه از حيث استعمال بسيار قليل است ، قول أبي دؤاد ايادى از شعراى جاهلى در بيان منازل قوم خود در عراق مىباشد :
« ربّما الجامل المؤبّل فيهم * و عناجيح بينهنّ المهار » « 1 »
شاهد : در دخول « ربّما » بر جملهء اسميه است .
تركيب شعر : « الجامل » مبتدأ و « المؤبّل » كه اسم مفعول باب تفعيل است ، صفت آن مىباشد و « فيهم » جار و مجرور متعلّق به فعل يا شبه فعل عموم خبر آن است ، واو عاطفه است و « عناجيج » جمع « عنجوج » ، مبتدأ مىباشد و خبر آن « فيهم » بوده است كه محذوف مىباشد و جملهء اسميه بعد از آن صفت براى « عناجيج » است ، « المهار » جمع « المهر » است .
معناى شعر : « چهبسيار گلهء شترى كه گرفته شده بود براى خراج در ميان آن قوم و چهبسيار اسبان گردنفرازى كه در بين آنها كرههاى اسب بود » .
و قيل : لا تدخل المكفوفة على الاسمية أصلا : بعضى از نحويين مانند ابو على فارسى قائل هستند كه « ربّ » بازداشته شده از عمل - « ربّما » - هرگز داخل بر جملهء اسميه نمىشود ، و در شعر ابى دؤاد « ما » زائده نمىباشد تا ادعا شود « ربّما » مكفوفه بر جملهء اسميه داخل شده است بلكه « ما » نكرهء موصوفه بوده و « الجامل » خبر براى « هو » محذوف كه مبتدأ نيز مىباشد ، است و اين جمله صفت براى « ما » مىباشد ، و بايد توجه داشت كه « ما » محلا مرفوع مبتدأ و خبر آن « موجود » محذوف است .
و من دخولها على الفعل المستقبل : قبلا گفته شده كه « ربّما » كثيرا بر جملهء فعليه ماضويه داخل مىشود ، و در اينجا يكى از موارد قليل الاستعمال « ربّما » كه داخل بر جمله فعليه مستقبله شده است بيان مىگردد و آن قول خداوند متعال است :
رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ
« الحجر / 2 » .
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 201 ، شرح شواهد المغني : 1 / 405 ، شرح الاشموني : 2 / 230 ، شرح ابن عقيل :
2 / 33 ، أوضح المسالك : 2 / 161 ، همع الهوامع : 2 / 26 ، التصريح على التوضيح : 2 / 22 ، البهجة المرضية : 124 .