نكته : نحويين بصره قائل به حرفيت « ربّ » هستند لكن اخفش مانند كوفيين اعتقاد به اسميت آن دارد و به همين شعر براى اثبات اسميت آن تمسّك كرده است ، و بر اهل تحقيق مخفى نيست كه كوفيون به اين شعر براى اثبات اسميت « ربّ » تمسك نكردهاند ، بنابراين استناد احتجاج به اين شعر به نحويين كوفه صحيح نمىباشد . « 1 » بلكه همانطور كه گفته شد اخفش به اين شعر براى اثبات اسميت « ربّ » تمسك كرده است . و محقق رضى « 2 » نيز رأى كوفيون و اخفش را اختيار كرده و تأييد مىكند . و قابل ذكر است كه در اين صورت « ربّ » به جهت شباهت معنوى به حروف نفى مبنى مىباشد و فتحهء آن به علّت رفع ثقالت تضعيف است .
و ليس معناه التقليل دائما : دربارهء معناى « ربّ » بايد گفت كه : معناى آن تقليل وقوع مابعد مجرور آن ، براى آن مجرور دائما نمىباشد ، بهخلاف نظر اكثر نحويين مانند سيبويه « 3 » و يونس و ابو على فارسى و ابن جنى كه مىگويند : « ربّ » دائما و در تمامى استعمالات اين معنا را دارد . و نيز بايد گفت كه معناى آن تكثير وقوع مابعد مجرور ، براى آن مجرور نيز دائما نيست ، بهخلاف نظر ابن در ستويه و جماعتى از نحويين ، بلكه « ربّ » يكى از كلمات مشتركهء مضاده است . يعنى كلمهاى است كه مشترك لفظى مىباشد و يك لفظ است كه دو معنا دارد و آن دو معنا باهم متضاد هستند و آن دو معنا عبارتند از : تكثير و تقليل ، لكن در عبارات ، كثيرا براى تكثير ، و قليلا براى تقليل است ، سيوطى « 4 » و فارابى قائل به اين قول هستند .
فمن الأوّل : از معناى اوّل « ربّ » است ، اين « ربّ » كه در قول خداوند متعال كه در بيان آرزوى كفّار در روز قيامت است :
رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ
« الحجر / 2 »
معناى آيه : « چه بسيار دوست دارند كسانى كه كافرند ، مسلمان بودنشان را » .
و قول حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله : « يا ربّ كاسية في الدنيا عارية في الآخرة » « 5 »
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 331 .
( 2 ) - شرح الكافية : 2 / 331 .
( 3 ) - الكتاب : 1 / 339 .
( 4 ) - همع الهوامع : 2 / 25 .
( 5 ) - صحيح البخارى : 2 / 62 .