ابن مالك مىگويد :
ما يرى ظرفا و غير ظرف * فذاك ذو تصرّف في العرف
و غير ذي التصرّف الّذي لزم * ظرفية أو شبهها من الكلم
بحثى كه دربارهء « حيث » در اين زمينه مطرح مىباشد اين است كه آيا « حيث » از ظروف متصرّف است و يا جزء ظروف غيرمتصرّف مىباشد .
بايد دانست كه « حيث » از ظروف متصرّف مىباشد البته غالبا در عبارات ظرف بوده و محل آن منصوب بنا بر مفعولفيه مىباشد ، مانند آيهء شريفه :
فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ
« التوبة / 5 »
و گاهى محلا مجرور به « من » نيز مىباشد ، مانند آيهء شريفه :
مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
« البقرة / 149 »
و گاهى به واسطهء حروف جر ديگرى مانند : « باء » ، « في » و « على » و يا به واسطه اضافهء اسمى به آن محلا مجرور مىشود ، مانند قول زهير بن ابي سلمى در بيان جريانى كه بين قبيلهء ذبيان و قبيلهء عبس اتفاق افتاده بود و بعد از مدّتى جنگ ، بنابر صلح گذاشته شد . لكن يكى از افراد قبيلهء ذبيان بنام حصين كه برادر او كشته شده بود اين صلح را قبول نداشته و مخفيانه يكى از افراد قبيلهء عبس را به خونخواهى برادرش كشت و صلحى كه تازه برقرار شده بود ، در شرف از بين رفتن قرار گرفت . لكن حارث بن عوف و هرم بن سنان كه از قبيلهء زهير بن ابي سلمى بودند ديهء آن مقتول را پرداختند و صلح را تثبيت كردند كه زهير بن ابي سلمى با اين قصيده مدح آن دو و قبيلهء خود مىكند :
« فشدّ و لم تفزع بيوت كثيرة * لدى حيث ألقت رحلها امّ قشعم » « 1 »
شاهد : در محل جر قرار گرفتن « حيث » به واسطهء اضافهء « لدى » به آن مىباشد .
معناى شعر : « پس حمله كرد حصين - بر آن مرد عبسى - و طلب كمك و مدد
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 133 ، شرح شواهد المغني : 1 / 384 ، همع الهوامع : 1 / 212 ، الخزانة : 3 / 157 ، موسوعة النحو و الصرف و الإعراب : 353 ، معجم النحو : 179 ، شرح الكافية : 2 / 108 .