اضافه شدن به جمله از جهت احكام لفظى ، ارزشى و تأثيرى در مضاف نمىگذارد ، به دليل اينكه اثر اضافه كه مجرور شدن مضافاليه است هرگاه جمله ، مضافاليه واقع شود ظاهر نمىگردد ، به همين جهت گويا اصلا « حيث » مانند « قبل و بعد » آن گاه كه مقطوع از اضافه شدهاند ، اضافه به چيزى نشده است ، و همانطور كه اين دو در اين صورت مبنى بر ضمّ مىشوند ، « حيث » نيز مبنى بر ضمّ مىگردد .
2 - كسره « حيث - حوث » كه اين كسره دادن به جهت رفع التقاى ساكنين ( ثاء و حرف ماقبل آن ) مىباشد .
3 - فتح « حيث - حوث » كه اين فتح دادن به جهت رفع التقاى ساكنين و ثقالت اجتماع دو ساكن و تخفيف آن مىباشد .
و من العرب من يعرب « حيث » : بعضى از اعراب كه قبيلهء بنو فقعس مىباشند « حيث » را معرب مىدانند و آن را طبق عمل عوامل قبل از آن ، اعراب مىدهند . و در قراءت بعضى از قراء كه « حيث » را در آيه زير مكسور قراءت كردهاند .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ
« الأعراف / 182 »
دو احتمال است :
1 - به واسطهء دخول « من » جاره طبق لغت بنو فقعس « حيث » معرب و مجرور است .
2 - طبق لغت غير بنو فقعس بوده و « حيث » مبنى مىباشد و كسرهء آن بنائى و براى رفع التقاى ساكنين است .
و هي للمكان اتّفاقا : « حيث » ظرف مكان است و بر اين مطلب نحويين اتفاق دارند ، و اخفش قائل است كه گاهى براى زمان نيز مىآيد يعنى گاهى ظرف زمان مىباشد .
شايان ذكر است ظروف چه مكانى و چه زمانى بر دو قسم هستند : 1 - غير متصرّف : ظروفى كه در عبارات فقط مفعول فيه واقع مىشوند و گاهى مجرور به حرف جر نيز مىگردند . 2 - متصرّف : ظروفى كه در عبارات علاوه بر مفعولفيه ، مىتوانند عناوين ديگرى چون مبتدأ ، مفعولبه و . . . نيز داشته باشند . در اينباره