احد يا در وقت هجرت به مدينه مىباشد :
وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ
« البقرة / 214 »
شاهد : استقباليت فعل مضارع « يقول » نسبت به فعل قبل از « حتّى » كه « زلزلوا » مىباشد است در حالى كه « يقول » نسبت به زمان نزول آيه و گفتن قصه و جريان آن توسط وحى ، گذشته است زيرا اين آيه بعد از آن تزلزل و درخواست نصرت الهى بوده است .
معناى آيه : « و آنان هراسانده شدند تا اينكه پيامبر و كسانى كه ايمان آورده و با او بودند گفتند : چهوقتى نصرت و ظفر خداوندى فرا مىرسد » .
به همين جهت بعضى از قرّاء مانند نافع ، « يقول » را به رفع و ديگر قرّاء به نصب قراءت كردهاند . « 1 »
و ابن مالك در بيان اين قاعدهء اعرابى دربارهء فعل مضارع بعد از « حتّى » مىگويد :
و بعد « حتّى » حالا أو مؤوّلا * به ارفعن و انصب المستقبلا
و كذلك لا يرتفع الفعل : و همچنين فعل مضارع بعد از « حتّى » همانطور كه گفته شد مرفوع نمىشود مگر اينكه زمان فعل ، حال باشد . و بايد توجه داشت كه حال نيز بر دو قسم است :
1 - حال حقيقى : و آن عبارت از زمان حال تكلّم به يك كلام است در اين صورت اگر فعل مضارع بعد از « حتّى » ، زمان وقوع آن حال حقيقى بود ، رفع آن واجب است ، مانند قول شما : « سرت حتّى أدخلها » در زمانى كه اين جمله را مىگوييد و شما در حال داخل شدن هستيد ، كه در اين صورت زمان وقوع فعل در زمان حال تكلّم است .
2 - حال محكيّه : و آن عبارت است از فرضكردن در زمان حال واقع شدن فعلى كه در زمان ماضى صورت گرفته است ، در اين صورت فعل بعد از « حتّى »
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 1 / 307 و الميزان : 2 / 159 .