اكثر بصريين اعتقاد دارند « حاشا » استثنائيه دائما و در تمامى استعمالات حرف و به معناى « إلّا » استثناست و تنها فرقى كه با « إلّا » دارد اين است كه « حاشا » مستثنى را جر مىدهد به خلاف « إلّا » كه مستثنى را جر نمىدهد .
و قول دوّم دربارهء نوعيت « حاشا » استثنائيه اين است كه در اكثر استعمالات به عنوان حرف جر استعمال مىشود ، و در مقدار كمى از استعمالات به صورت فعل جامد متعدّى به يك مفعول استعمال مىشود و دليل جمود آن اين است كه اين فعل متضمّن معناى « إلّا » حرفيه است و شنيده شده است از قول عرب فصيح :
« اللهم اغفرلي و لمن يسمع حاشا الشيطان و أبا الأصبغ » .
شاهد : استعمال فعلى « حاشا » استثنائيه و نصب اسم بعد از آن است .
معناى مثال : « خدايا ببخش مرا و هركه مىشنود دعاى مرا مگر شيطان و أبا الأصبغ را » .
و فاعل « حاشا » : و فاعل « حاشا » استثنائيهء جامده ، ضمير مستتر « هو » مىباشد كه مىتواند عود به يكى از اين سه مرجع كند :
1 - مصدر فعل متقدّم بر « حاشا » .
2 - اسم فاعل فعل متقدّم .
3 - كلمه « بعض » كه مضاف به ضمير فاعل فعل قبل شود ، و اين كلمه « بعض » از اسم عام كه قبلا ذكر شده است ، فهميده مىشود زيرا ما مىخواهيم از آن اسم عام ، تعدادى و بعضى را خارج كنيم ، مثلا اگر گفته شود : « قام القوم حاشا زيدا » بنابر فرض اوّل ضمير مستتر در « حاشا » عود به مصدر فعل متقدم يعنى « قيام » مىكند ، در اين صورت معناى مثال اين گونه مىشود : « قيام كردند قوم در حالى كه خالى بود قيام آنها از زيد » و بنا بر فرض دوّم مرجع ، اسم فاعل فعل مقدّم « القائم » مىباشد و در اين صورت معناى مثال اين گونه است : « قيام كردند قوم در حالى كه خالى بود قيامكنندهء آنان از زيد » و بنا بر فرض سوم ، ضمير مستتر عود به « بعضهم » مىكند و معناى مثال اين گونه مىشود : « قيام كردند قوم در حالى كه خالى بود بعض قيامكنندگان قوم از زيد » .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٠٣