تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
حروف واو و « إنّ » بر « ال » و لام تأكيد بر « في » وارد شده است ، و بايد دقت داشت حروف هم‌خانواده و از يك صنف مانند حروف جارّه بر هم داخل نمىشوند مگر در صورت تأكيد يكديگر ، بنابراين دخول بر حرف باعث عدم حرفيت كلمه‌اى نمىشود مگر اينكه كوفيون محل نزاع را اين گونه تصور كرده باشند كه نوعيت اين « حاشا » دوران دارد بين حرف جر و يا فعل بودن ، و چون بعد از اين « حاشا » حرف جر مىآيد بنابراين قسم اوّل نمىتواند باشد بلكه قسم دوّم يعنى فعل مىباشد . و الصحيح : قول صحيح در نوعيّت اين قسم اين است كه « حاشا » تنزيهيه اسم مىباشد و معناى آن مترادف با معناى « براءة » است يعنى متكلّم اگر قصد تنزيه كسى دارد ، خدا را مبرّا مىدارد از اينكه به او صفت قبيح تكوينا داده باشد و اگر قصد تعجّب دارد ، خدا را مبرّا مىداند كه به آن‌كس خصوصيت سطح پائين - مثل خصوصيت بشريت براى حضرت يوسف - بدهد و از دارا بودن خصوصيت عالى آن‌كس تعجب مىكند . و دليل بر اسميت اين وجه همين آيهء شريفه به قراءت أبى السّمال با تنوين است : « حاشا للّه » همانطور كه گفته مىشود : « براءة للّه من كذا » و تنوين تمكّن از خصوصيات اسم مىباشد . و قابل ذكر است كه نصب آن بنا بر مفعول مطلق براى فعل محذوف « أبرءه حاشا للّه » مىباشد . و اكثر قرّاء كه آيه را بدون تنوين قراءت كرده‌اند به جهت بناى اين قسم « حاشا » است زيرا شباهت لفظى به « حاشا » حرفيهء جاره دارد . شايان ذكر است كه يكى از عوامل بناى اسم ، شباهت لفظى است همانطور كه صبان « 1 » و عباس حسن « 2 » از بعضى نحويين اين علّت بنا را نقل مىكنند لكن بعضى از نحويين بر اين قول اشكال كرده‌اند و گفته‌اند كه شباهت لفظى علّت بنا نمىشود زيرا « إلى » اسميه به معناى « نعمت » شبيه « إلى » جاره است لكن مبنى نمىباشد بلكه علّت بناى اين وجه « حاشا » شباهت معنوى به « إلّا » استثنائيه جاره است . و الثالث : نوع سوّم اين كلمه « حاشا » استثنائيه است . بايد دانست كه سيبويه و
هامش
( 1 ) - حاشية الصبان : 1 / 56 . ( 2 ) - النحو الوافي : 1 / 87 .