زيرا همواره بدل و مبدل منه بايد از يك سنخ باشند و به همين جهت ممتنع است كه در مثال « اليوم » را بدل « إذا » كه متضمن معناى شرط است قرار داد ، چون همراه « اليوم » ادات شرط نمىباشد .
و در شعر اخير نيز نمىتوان گفت كه « يوما » ظرف « تجد » است تا بر استشهاد به شعر براى عمل عامل واحد بر دو ظرف غيرمتضاد كه بدل از يكديگر هم نيستند ، اشكال و ايراد كرد ، چون اگر « يوما » ظرف « تجد » مىبود ، بين « تردن » و مفعول آن « سفار » يك كلمهء اجنبى كه هيچ ربط اعرابى بين آن و ماقبل و مابعد نيست فاصله ايجاد شده باشد ، كه اين از جهت اصول فنى نحو جايز نيست ، پس قطعا « يوما » ظرف دوّم براى « تردن » است ، تا اجنبى نباشد .
تركيب شعر : « متى » اسم شرط و در محل نصب بنا بر مفعول فيه مقدم و « تردن » فعل مضارع مخاطب مفرد مذكر همراه با نون تأكيد خفيفه ، كه فتحهء دال « تردن » به مناسبت نون تأكيد است و در اصل حركت آن جزم بهعنوان فعل شرط مىباشد و « يوما » ظرف دوّم براى آن فعل ، و « سفار » مفعول به براى فعل قبل است و اين اسم بر وزن « فعال » مىباشد و مبنى بر كسره است و اسم چاه قبيله بنى ما زن مىباشد و « تجد » فعل مضارع مخاطب مذكر مفرد كه در اصل « توجد » بوده كه واو فاء الفعل به جهت وقوع بين فتحه و كسرهء باب افتاده و اين فعل هماكنون به واسطهء جواب بودن مجزوم است و « بها » متعلّق به آن است و « اديهم » كه اسم شخصى است و مصغر « أدهم » مىباشد مفعول « تجد » است و جمله بعد حال از اوست و « يرمي » فعل و فاعل كه ضمير فاعلى غايب به « اديهم » عود مىكند و « المستجيز » مفعول به آن بوده و « المعوّر » صفت « المستجيز » است و الف آن اطلاق شعرى است .
معناى شعر : « هرزمان كه وارد شوى چاه سفار را مىيابى در كنار آن أديهم را كه دور مىكند طالب آب را كه منع از برداشتن آب شده است . »
نكته : در بعضى از نسخههاى مغنى اللبيب عبارت « أنشد للفرزدق » به جاى « أنشد الفرزدق » آمده كه موجب اين توهم شده كه فاعل « أنشد » سيبويه است ، سپس اشكال كردهاند كه در « الكتاب » سيبويه اصلا اين شعر را نياورده است تا چه
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٩٤