تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
و حروف عطف بر آن مقدّم مىشوند . و همزه از قسم اوّل است به دو دليل : 1 - هرگز بعد از « أم » منقطعه كه معناى آن إضراب و استدراك مىباشد و محل استعمال آن صدر جمله است ، ذكر نمىشود بلكه هرگاه لازم باشد كه در كلام قرار گيرد قبل از آن ذكر مىشود و قرار مىگيرد مانند آيهء شريفهء :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
« محمّد / 24 » كه اين شيوه استعمال ، كاشف از داشتن اين قدرت براى همزه مىباشد . و اما ديگر ادات استفهام بعد از « أم » ذكر مىگردند ، مثل آيهء شريفهء :
أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ
« الرعد / 16 » بر اين استدلال محقق دمامينى « 1 » و دسوقى « 2 » اشكال كرده‌اند كه اين دليل صحيح نيست زيرا چه فرقى است بين « أم » و « بل » اضرابى ، در حالى كه بعد از « بل » همزه مىآيد و اين دو كلمه از يك صنف و داراى يك معنا مىباشند ، چنان كه زمخشرى « 3 » اين گونه قراءت آيهء شريفهء :
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ
« النمل / 66 » را حكايت كرده است . بنابراين همانطور كه اشكال ندارد همزه بعد از « بل » ذكر شود ، ذكر همزه بعد از « أم » نيز بلامانع است . أزهرى « 4 » در حاشيهء خود بر مغنى اللبيب جواب داده است : شايد فرق اين دو عدم استعمال عرب و سماعى بودن مسأله باشد . 2 - دوميّن دليل بر داشتن همزه ، اعلى مراتب صدارت طلبى ، اين است كه اگر در جملهء معطوف باشد مقدم مىشود حتى بر حرف عطف واو و فاء و « ثمّ » با آنكه قاعده و قياس در جملهء معطوف اين است كه حرف عطف مقدم بر تمامى اجزاء جمله معطوف باشد ، مانند :
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
« يوسف / 109 » كه در اصل همزه بعد از فاء عاطفه بوده است لكن به جهت صدارت طلبى قوى ، مقدم شده است ، ولى ديگر ادات استفهام مؤخر از حروف عطف - بر طبق اصل در جملهء معطوف - واقع مىشوند مانند شعرى كه منسوب است به حضرت زين العابدين عليه السّلام .
هامش
( 1 ) - تحفة الغريب : 1 / 30 . ( 2 ) - حاشية الدسوقي : 1 / 12 . ( 3 ) - الكشاف : 3 / 379 . ( 4 ) - حاشية الأمير : 1 / 14 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 32 | غلامعلى صفايى