تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
طاووس فقيه مىگويد : « 1 » ديديم حضرت را كه از عشاء تا سحر در مسجد الحرام طواف و عبادت مىكرد و مىفرمودند : « ويلي كلّما طال عمري كثرت خطاياي و لم أتب ، أما آن لي أن استحى من ربّي » ثم بكى و انشأ يقول :
« أتحرفني بالنار يا غاية المنى * فأين رجائي ثم أين مخافتي » أتيت بأعمال قباح زرّية * و ما في الورى خلق جنى كجنايتي
ثم بكى و قال : « سبحانك تعصى كأنّك لا ترى و تحلم كانّك لم تعص » . شاهد در عدم تقديم « أين » بر « ثمّ » است . سؤال : آيا همزه تنها بر همين سه حرف عطف مقدم مىشود ؟ چرا ؟ در پاسخ بايد گفت : كه همزه تنها بر همين سه حرف عطف مقدم مىشود و بر ديگر حروف عطف مقدم نمىگردد . زيرا تقديم جزيى از جملهء معطوف بر حرف عطف خلاف اصل است ، و ارتكاب خلاف اصل بدون توجيه و مجوّز جايز نيست ، و تنها در بين حروف عطف ، اين سه حرف هستند كه اين خلاف اصل را مىتوان در آنها توجيه كرد . و آن توجيه در اين سه حرف اين است كه اوّلا : شدت ارتباط معطوف و معطوف عليه در عطف به واسطه اين سه مىباشد به‌طورىكه گويا معطوف و معطوف عليه ، يك شىء هستند ، و تقديمى از كلّ جمله صورت نگرفته است تا خلاف اصل لازم آيد . و ثانيا اين سه حرف عطف ، از حروف عطفى هستند كه فانى در معطوف و معطوف عليه مىگردند و گويا اصلا بعد از ايجاد ربط ، وجود ندارند تا گفته شود كه همزه مقدم از آنها شده است و خلاف اصلى صورت گرفته است . بر اهل فن ، مخفى نيست كه « حتى » عاطفه نيز اين گونه است ، لكن چون همواره معطوف آن مفرد بوده و همزه استفهام فقط بر جمله داخل مىشود و بر مفرد نمىآيد ، هيچوقت همزه بعد از « حتى » واقع نمىشود لذا در اينجا « حتى » ذكر نشده است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 81 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 33 | غلامعلى صفايى