2 - چون در استفهام تصورى سؤال از تعيين تصوّر موارد ابهام و ترديد است ، و مجيب بايد با تعيين يكى از موارد استفهام جواب دهد و نمىتواند از ادات جواب مثل « نعم و لا » استفاده كند و بايد در جواب سؤال از « أزيد قائم أم عمرو » بگويد :
« زيد » اگر او قائم است و نمىتواند بگويد مثلا « نعم » زيرا « لا و نعم » از ادات جواب براى استفهام تصديقى مىباشند .
متن الثّالث : أنّها تدخل على الإثبات كما تقدّم و على النفي ، نحو قوله تعالى :
( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى )
« العلق / 14 ) و . . .
شرح سومين حكم اختصاصى همزهء استفهام ، عموميت دخول بر جملات به هر كيفيت است ، چه آن جمله مثبت باشد ، مانند مثالهايى كه گذشت ، مانند قول حسّان ، و چه منفى باشد مثل آن آيهء شريفه مذكور در متن و قول حسان « 1 » در مدح و ولايت امير المؤمنين عليه السّلام در جريان اختلاف و انحراف جانشينى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله :
جزى اللّه خيرا و الجزاء بكفّه * أبا حسن عنّا و من كأبي حسن ؟
بعد مىگويد :
حفظت رسول اللّه فينا و عهده * إليك و من أولى به منك من و من ؟
« أ لست أخاه في الهدى و وصيّه * و أعلم فهر بالكتاب و بالسنن »
شاهد در دخول همزه بر جملهء منفى است ، مصرع اوّل شاهد ، اشاره به حديث نبوى ( أنت أخي و وصيّي و وارثي ) « 2 » دارد و مصرع دوّم اشاره به حديث نبوى « أعلم أمتي من بعدي علي بن أبي طالب » « 3 » است . و « أعلم » عطف بر « أخاه » كه خبر « لست » مىباشد گرديده و اضافه به « فهر » شده است كه نام جدّ دهم پيامبر است و مراد از « فهر » در اينجا همان قبيلهء قريش است .
هامش
( 1 ) - الغدير : 1 / 43 .
( 2 ) - الإرشاد : 1 / 5 .
( 3 ) - الغدير : 1 / 44 .