معناى آن در آيهء شريفه :
فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى
« الأعلى / 9 »
يعنى : « فذكر قد نفعت الذّكرى » .
لكن بعضى از نحويين و مفسّرين مانند واحدى در آيهء اخير گفتهاند كه « إن » شرطيه مجازى است و جملهء بعد ، جملهء شرط بوده ، كه يك جملهء شرطيهء ديگر با حرف شرط آن ، به واسطه واو عاطفه كه همگى محذوف هستند ، بر آن عطف شده است ، و اصل آيه اين گونه است : « فذكّر إن نفعت الذّكرى و إن لم تنفع » و اين شرط مجازى است زيرا يك شئ مثل « تذكّر » نمىتواند مشروط به دو شئ متناقض - نفع و عدم نفع - گردد .
و اين گونه حذف - حذف عاطف و معطوف - در زبان عرب غريب نبوده و در آيات شريفهء ديگرى نيز وجود دارد ، مانند :
وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ
« النحل / 81 »
كه در اصل و تقدير : « تقيكم الحر و البرد » بوده است ، پس معناى آيه بنابراين قول اين گونه است : « تذكر ده ، چه نفع بدهد و چه نفع ندهد » .
قول سوم درباره « إن » در سورهء الأعلى اين است كه « إن » معناى شرطيه حقيقيه را دارد بدون اينكه جملهء شرطيه محذوفى بر آن عطف شده باشد . و معناى آيه اين گونه است : « تذكّر ده اگر نفع مىدهد تذكّر » .
و در اينجا سؤالى مطرح مىگردد كه بر پيامبر اصل تذكّر واجب است چه نفع دهد و چه نفع ندهد ، تا اينكه حجّت بر كافرين تمام باشد در حالى كه بنابراين قول ، تذّكر در صورت نفع بر پيامبر لازم مىشود . اين جماعت جواب دادند كه اين آيهء شريفه نازل شده است بعد از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بطور عموم و براى همه ، تذكّرات را مستمرا و مفصلا داده ، و بعد از آنكه حجت و دليل بر حقانيت اسلام براى آنان اقامه گشته و ملازم و همراه آنها بوده است كه در اين صورت تذكر عمومى بر پيامبر واجب نمىباشد .
بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وظيفهء اوّليه را انجام داده و در مرتبهء بعد خداوند با اين آيه مىفرمايد : هماكنون نيز تذكّر ده اگر نفع و سودى دارد . و در اين مرتبه تذكّر