تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
استفهام ، از عامل منع توكل‌كردن است ، نه سؤال از عامل و علّت منع عدم توكل مىباشد . اين قول داراى دو اشكال است : 1 - عمل جار و مجرور بر مفعول به صحيح نيست ، هرچند كه متضمّن معناى فعل متعدى باشد . 2 - اصل ، عدم زيادت « لا » و غير از آن در عبارت است . و صحيح در آيه قول بعضى از محققين مانند زمخشرى است ، كه مكي بن ابي طالب و طبرسى نيز اين رأى را دارند كه اوّلا : « أن » مصدريه است . و ثانيا در اصل قبل « أن » و صلهء آن ، « في » قرار داشته ، بنابراين ، تقدير اين گونه است « ما لنا في أن لا نتوكّل على اللّه » سپس « في » حذف گرديده و جار و مجرور متعلّق به شبه فعل عموم « كائنين » حال از ضمير متكلم بوده و حذف جار قبل « أن » و « أنّ » قياسى و كثير است . و ثالثا : جايز نيست كه « أن » زائده عمل كند ، زيرا اختصاص به يكى از كلمات سه‌گانه ندارد . و بايد دانست كه يكى از موجبات عمل‌كردن يك كلمه ، اختصاص داشتن آن به يك نوع از كلمات است . همانطور كه عدم اختصاص موجب اهمال مىباشد ، مانند « لن » مختص فعل و حرف جر مختص اسم است ، بنابراين عمل مىكنند ، ولى « أن » مختص فعل نيست كه بر آن عمل كند ، زيرا هم بر حرف مىآيد مثل « أن لو » كه در موضع دوّم زائده بودن گذشت و مثل « أن كأنّ » ، مانند شعر أوس بن حجر ، و هم بر اسم مىآيد ، مانند شعر مجمع بن هلال « أن قبس » ، به خلاف حرف جر زائد كه فقط بر اسم مىآيد ، بنابراين قياس‌كردن « أن » با حروف جر زائده صحيح نيست . متن تنبيه : ذكر ل « أن » معان أربعة اخر : أحدها : الشرطية و إليه ذهب الكوفيون و يرجّحه امور : الأوّل : شرح براى « أن » گذشته از چهار معناى مذكور ، چهار معناى ديگر نيز ذكر شده است :