تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
خبر دوّم و « من لجة » متعلّق به « معاطى » و « الماء » مضاف اليه براى « لجّة » است . معناى شعر : « مهلت داد صياد ، آن صيد را تا زمانى كه گرديد همانند كسى كه دستان خود را در مجتمعى از آب براى نجات دراز كرده همچون كسى است كه دارد غرق مىشود » . متن و زعم الأخفش أنّها تزاد في غير ذلك ، و أنّها تنصب المضارع كما تجرّ « من » و الباء الزائدتان الاسم و جعل منه . . . شرح اخقش اعتقاد دارد كه : اوّلا : « أن » زائده در غير از اين چهار مورد نيز استعمال مىشود . ثانيا : اگر « أن » زائده بر فعل مضارع درآيد عمل نصب مىكند ، زيرا منافاتى بين عمل‌كردن و زائده بودن نيست ، چنان كه باء و « من » زائده عمل مىكنند . و قرار داده است از اين قبيل كه « أن » در غير از آن موارد چهارگانه ، زائده واقع شده و عامل نيز است ، اين آيهء شريفه را :
ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ
« إبراهيم / 12 » او قائل است كه « ما » استفهاميه مبتدأ و « لنا » متعلّق به افعال عموم خبر آن مىباشد ، و « أن » زائده و جملهء بعد ، حال از ضمير متكلم است . و معنا اين گونه مىشود : « چه چيزى براى ما مىباشد در حالى كه توكّل به خداوند نمىكنيم » . لكن غير از اخفش ، مانند زمخشرى « 1 » ، ابن انبارى « 2 » ، ابو البقاء « 3 » ، مكى بن ابي طالب « 4 » ، علامه طباطبايى « 5 » و طبرسى « 6 » مىگويند : « أن » مصدريه ناصبه است ، سپس بنابراين قول ، در تركيب آيه اختلاف شده است . جماعتى گفته‌اند : « لنا » متضمّن معناى « منعنا » بوده ، و در اين صورت « أن » و مابعد محلا منصوب بنا بر مفعول‌به است و « لا » در اين قول زائده است ، زيرا
هامش
( 1 ) - الكشاف : 1 / 291 . ( 2 ) - البيان : 2 / 55 . ( 3 ) - الإملاء : 2 / 67 . ( 4 ) - مشكل إعراب القرآن : 1 / 446 . ( 5 ) - الميزان : 12 / 33 . ( 6 ) - مجمع البيان : 3 / 306 .