ضمير فاعلى متصل ، كه طبق قاعده ، بايد بعد از آوردن ضمير منفصل مرفوعى ، اسمى بر آن عطف شود ، مانند : « التقينا نحن و أنتم » كه به جهت ضرورت شعرى مراعات نشده ، يعنى اگر ملاقات كنيم ما و شما و « لكان » جواب قسم « لكم » خبر مقدّم و « يوم » اسم « كان » و « من الشر » متعلّق به شبه فعل عموم ، صفت براى « يوم » و « مظلم » صفت دوم براى آن است ، و جواب شرط به قرينهء جواب قسم محذوف است .
معناى شعر : « پس قسم مىخورم اگر برخورد كنيم ما و شما ، هرآينه مىباشد براى شما روزى سياهى از شرّ » .
و گاهى « أن » واقع مىشود بين « لو » و فعل قسمى كه متروك و مقدّر مىباشد ، مانند قول شاعر در هجو مخاطب خود و عدم اعتناء به او :
« أما و اللّه أن لو كنت حرّا * و ما بالحرّ أنت و لا العتيق » « 1 »
شاهد در وقوع « أن » بين فعل قسم مقدّر « اقسم » كه « و اللّه » متعلّق به آن است و « لو » شرطيه مىباشد و « أما » حرف تنبيه و « كنت » فعل ناقص و اسم او و « حرّا » خبر آن كه روى هم جملهء شرطيه هستند ، واو حاليه و « ما » نافيه و باء زائده بر خبر « ما » و « أنت » اسم آن ، واو عاطفه و « لا » زائده « العتيق » به معناى كريم و داراى اصل و نسب ، عطف بر « الحر » يعنى آزاد ، و جواب قسم « لقاومتك » مىباشد كه به علّت وجود قرينهء مقاميه محذوف است زيرا شاعر در مقام هجو و عدم اعتناء به مخاطب خود است ، و جواب « لو » نيز قاعدتا حذف گرديده ، زيرا اگر قسم و شرط در كلام جمع شوند جواب دوم بايد حذف گردد .
معناى شعر : « بدان و آگاه باش كه به خدا قسم اگر تو انسان آزادهاى بودى ، در حالى كه نيستى تو آزاده و نيستى تو داراى اصل و نسب ، مىايستادم در مقابل تو . »
3 - بين كاف جاره و مجرور آن ، كه اين قسم از زيادت « أن » نادر است ، مانند قول مجمّع بن هلال :
« عبأت له رمحا طويلا و ألّة * كان قبس يعلى بها حين تشرع » « 2 »
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 41 . النحو الوافي : 4 / 276 . الإنصاف : 200 . الانتصاف من الإنصاف : 200 . الخزانة : 2 / 132 .
التبيان : 10 / 154 . معاني القرآن : 2 / 44 و 3 / 192 . شرح شواهد المغني : 1 / 111 . شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 157 .
( 2 ) - الإنصاف : 1 و 2 / 203 ، الخزانة : 4 / 361 .