تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
شُرَكاءَ )
است كه بنا بر تقدير اينكه خبر ( لم يوحّدوه ) باشد مىتوان واو را عاطفه گرفت ولى بنا بر تقدير ديگر كه خبر را « كمن ليس كذلك » فرض شده نمىتوان آن را عاطفه گرفت زيرا در عطف دو جمله ، شرط است كه بين آن دو بايد تناسب و جهت اشتراك باشد « 1 » مثل : « زيد يكتب و يشعر » به خلاف « زيد يمنع و يعطى » زيرا بين كتابت و شعر ، جهت اشتراك است و آن بيان انشاء مطلب است لكن بين منع و اعطا جهت اشتراكى نمىباشد . و در تقدير « لم يوحّدوه » بين آن و آيهء بعد تناسب است و جهت جامع دارند زيرا « لم يوحّدوه » يعنى ايمان نياورده‌اند به وحدانيت خدا ، و
« جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ »
نيز مفيد معناى عدم ايمان آنها و قائل به شرك بودن آنهاست . لكن بين
« جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ »
و تقدير اوّل تناسب و وجه جامع نيست . متن و الهمزة أصل أدوات الاستفهام ، و لهذا خصّت بأحكام : الأوّل : جواز حذفها سواء تقدّمت على « أم » . . . شرح بايد دانست كه ادات استفهام سيزده كلمه مىباشند ، يازده كلمهء آن اسم كه عبارتند از : من ، ما ، من‌ذا ، ماذا ، متى ، أيّان ، أين ، كيف ، أنّى ، كم و أىّ . و دو كلمه آن حرف مىباشند : همزه و هل . شايان توجّه است كه در هرصنف و دسته از اصناف نحو كه داراى افراد متعددى است ، يك كلمه ، اصل آن صنف مىباشد مثلا در افعال ناقصه « كان » اصل مىباشد ، و علّت اصالت يك كلمه در اصناف ، كثرت استعمال آن است . و همزه در بين ادات استفهام ، به همين جهت ، اصل مىباشد . و هراصل به جهت برترى استعمالى كه بر ديگر ادات هم صنف دارد ، داراى امتيازات و احكام
هامش
( 1 ) - مراجعه شود به المطول : 209 .