سبعه مىباشند . و بنابراين قراءت در اين همزه ، هردو وجه معناى حقيقى همزه ، احتمال دارد و به هركدام از اين دو احتمال ، گروهى از نحويين قائل شدهاند .
متن و كون الهمزة فيه للنّداء ، هو قول الفرّاء . يبعّده أنّه ليس في التّنزيل نداء به غير « يا » و يقرّبه . . .
شرح وجه اوّل : بودن همزه در قول خداوند براى نداء است ، كه اين قول فرّاء « 1 » مىباشد و او از نحويين مكتب نحو كوفه و يكى از تلاميذ كسائى است و كتاب « معانى القران » از اوست . و مكّى بن ابى طالب « 2 » و شيخ طوسى « 3 » ، در اين قراءت همين وجه را قبول نمودهاند ، و در اين فرض « من » موصول و محل آن نصب بنابر منادا و جملهء بعد ، صله مىباشد .
وجه دوّم : همزه از ادات استفهام بوده ، و « من » موصول و محل آن رفع بنابر ابتدائيت مىباشد ، و جملهء بعد صله و خبر آن محذوف است و قائل به اين وجه ابوالبقاء « 4 » است .
امّا قول اوّل داراى يك وجه ضعف و بعد از صحت بوده ، ولى حائز دو وجه قوت مىباشد : وجه ضعف : عدم نظير در قرآن و انفراد و غرابت آن مىباشد زيرا در قرآن ، در جملات ندائيّه همواره از « يا » مذكورا و ظاهرا ، مثل :
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ
« مريم / 12 » يا مقدرا ، مثل :
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا
« يوسف / 29 » استفاده شده است ، و اين غرابت و نداشتن مشابه ، كاشف از عدم عنايت و توجّه قرآن به استعمال اين كلمه در جمل ندائيه است . وجه قوّت و قرب آن به واقع و حق :
1 - سلامت و عدم ابتلاى اين قول از فرض و قول به مجازيت است ؛ زيرا بنابر قول ديگر كه مىگويد همزهء استفهام است ، بايد گفت كه همزه استفهام مجازى است
هامش
( 1 ) - معاني القرآن : 2 / 416 .
( 2 ) - مشكل إعراب القرآن : 2 / 258 .
( 3 ) - التبيان : 9 / 11 .
( 4 ) - الإملاء : 2 / 214 .