امورى است .
الف : لازم نيست هميشه معناى « أمّا » را در تقدير « مهما يكن من شئ » گرفت ، زيرا در اين دو مثال كه بعد از « أمّا » اسم منصوب غير ظرف است و عاملى نيز بعد از فاء وجود ندارد كه بر آنها عمل كند ، كاشف از تقدير گرفتن فعلى است متعدى كه اين فعل ، آن اسم را نصب مىدهد ، در حالى كه « يكن » تامه و لازم است ، بنابراين فعلى در تقدير گرفته مىشود كه متناسب با محل كلام باشد كه « أمّا » نائب از آن است ، بهعنوان مثال در اينجا « أمّا » مفيد معناى « مهما ذكرت » و نائب از آن است كه « ذكرت » كلمه « العبيد » و « قريشا » را نصب داده است .
ب : « أمّا » در اين قبيل عبارات عامل نيست ، زيرا حرف نمىتواند مفعولبه را نصب دهد .
ج : همانا شأن چنين است كه مثال « أمّا زيدا فإنّي أكرم » جايز است بنا بر اينكه عامل « زيدا » همان فعل متعدّى محذوف باشد ، بنابراين مىتوان در مقابل جمهور كه مثال را غلط ، به جهت عدم وجود عامل مناسب براى « زيدا » در جمله مىدانند ، گفت كه عامل ، منحصر در « أمّا » و « اكرم » كه مانع از عمل دارند ، نيست ، بلكه مىتوان عامل مناسبى كه متعدّى و محذوف است در تقدير گرفت كه « أمّا » جايگزين آن شده است .
2 - همانا شأن چنين است كه از مصاديق « أمّا » شرطيه مورد بحث ، اين چيزى كه در اين آيه مىباشد ، نيست :
أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
« النمل / 84 » بلكه اين لفظى مركب از « أم » منقطعه و « ما » استفهاميه مىباشد چنان كه زمخشرى « 1 » و اشمونى « 2 » مىگويند .
هامش
( 1 ) - الكشاف : 3 / 386 .
( 2 ) - شرح الاشموني : 4 / 49 .