شده ، و ثانيا : اگر صحيح باشد روايت نصب « شاء » ، اولى و اصح اين است كه « شاء » مفعول فعل محذوف « أرى » بدانيم ، كه باز « أم » بر جمله داخل شده است ، و وجه اولويت ، عدم مخالفت با اجماع نحوى است كه يكى از ادلّهء استنباط احكام نحو است . بنابراين « أم » تنها داخل بر جمله مىشود و بر مفردات داخل نمىشود .
و مراد از اجماع ، اتفاق نحويين بصره و كوفه است ، و سيوطى « 1 » تصريح به اين مطلب دارد .
متن تنبيه : قد ترد « أم » محتملة للاتصال و الانقطاع ، فمن ذلك قوله تعالى :
قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
« البقرة / 80 »
قال الزمخشري . . .
شرح گاهى در عبارات « أم » وارد مىشود و احتمال و صلاحيت هركدام از « أم » متصله و منقطعه بودن را به جهت داشتن شرايط هردو ، داراست .
و از اين قبيل است قول خداوند متعال در آيه شريفه مذكور در متن كه در بيان رد ادعاى يهود كه مىگفتند :
لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً
مىباشد .
بايد دانست كه « أم » در آن آيه دو احتمال دارد :
1 - متصله و معادله باشد . زيرا شرايط آن را دارد . چون قبل از آن همزه است و همانطور كه به جاى جملهء استفهاميه تصوريه ، مىتوان جملهء استفهاميهاى كه ادات استفهام آن « أىّ » باشد ، آورد ، در اينجا نيز مىتوانيم بگوئيم : « أىّ الأمرين كائن » ، يعنى واقع است كداميك از اين دو شيئ ماقبل « أم » - كه عبارت از گرفتن يهود عهدى از خدا ، كه آنها را در آتش خالد نگرداند و خدا هم تخلف از عهد خود نمىكند - و يا مابعد « أم » - كه عبارت است از گفتن و نسبت دادن مطلبى جاهلانه بر خدا .
هامش
( 1 ) - الاقتراح : 88 .