و « أم » دوّم نيز تنها معناى اضراب را دارد زيرا خداوند مىخواهد اخبار دهد به شرك آنها نه استفهام حقيقى كند يا آن را انكار نمايد .
بعضى از مفسّرين مانند طبرسى « 1 » و زمخشرى « 2 » « أم » دوّم را متضمّن معناى انكار دانستهاند . و مثال براى معناى دوّم ، اين آيهء شريفه است :
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ
« الطور / 39 » در اينجا « أم » معناى اضراب از جملهء قبل و استفهام انكار ابطالى نسبت به جملهء بعد دارد .
بنابراين تقدير قول خداوند در اين آيه اين گونه است : « بل أله البنات و لكم البنون » ، زيرا اگر « أم » براى اضراب مجرد بود ، از معناى آيه ، امرى محال ، لازم مىآمد و آن محال ، اثبات فرزند براى خداست . چون معناى آيه اينطور مىگردد :
« بلكه براى خداست دختران و براى شماست پسران » . و تولد و اختيار دختران - فرشتگان از خداوند محال است . به همين علّت مىفرمايد :
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
« الإخلاص / 3 »
و اين معنا - اضراب با استفهام انكارى - را در آيه ، علامه طباطبايى « 3 » ، اشمونى « 4 » و صبان « 5 » قبول دارند .
و مثال براى معناى سوّم ، قول عربهاست كه مثلا اگر وقتى شبحى از دور مىبينند ، مىگويند : « إنهّا لإبل » يعنى : همانا آن شبح ، شتر است ، سپس متوجّه مىشوند كه خير ، آن شبح احتمال دارد گوسفندانى باشد ، لذا سؤال مىكند : « أم شاء » يعنى « بل أهي شاء » و شاء جمع شاة است . در اينجا بعد از همزه ، مبتدأ « هي » نيز در تقدير گرفته شد ، زيرا همواره بعد از « أم » منقطعه جمله مىآيد .
متن و قيل : إنّها قد تأتي بمعنى الإستفهام المجرد ، نحو :
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ
« البقرة / 108 »
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 3 / 285 .
( 2 ) - الكشاف : 2 / 522 .
( 3 ) - الميزان : 19 / 21 .
( 4 ) - شرح الاشموني : 3 / 104 .
( 5 ) - حاشية الصبان : 3 / 104 .