و الفاء قد تحذف مع ما عطفت * و الواو إذ لا لبس و هي انفردت
بحث دوّم : دربارهء حذف معطوف « أم » است به تنهايى ، بعضى از نحويين اين را اجازه دادهاند ، و آن بعض نحويين در آيهء شريفه :
أَ فَلا تُبْصِرُونَ أَمْ
« الزخرف / 51 » گفتهاند وقف بايد در اينجا صورت گيرد زيرا جمله تمام است ، و در اين آيه معطوف كه « تبصرون » بوده ، حذف شده است و آيهء بعد « أنا خير » جملهء اسميهء استينافيه است و ربطى با اين جمله ندارد .
لكن اين ادعا باطل و غير صحيح است ، زيرا شنيده نشده است حذف معطوفى بدون عاطف آن ، زيرا اين دو به شدت با هم ارتباط دارند و اساسا فلسفهء وجودى ذكر حرف عطف براى بيان معطوف است .
و در اين آيه معطوف همان جملهء اسميه ( أنا خير ) مىباشد . در اينجا سؤالى كه مطرح است ، اين مىباشد كه بايد بين معطوف به « أم » و معطوف عليه آن يك وجه تناسب و ارتباط به نحو معادل و مقابل هم وجود داشته باشد ، در اينجا بين معطوف عليه « لا تبصرون » و معطوف ( انا خير ) چه ارتباطى است ؟
جواب اين است كه اين آيه حكايت قول فرعون است :
وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ أَمْ أَنَا خَيْرٌ
« الزخرف / 51 »
و تقدير و اصل آيه بعد از حرف عطف ، « تبصرون » بوده ، و در اين صورت معناى آيه اين گونه است :
« و ندا داد فرعون در قومش كه اى قوم آيا نيست براى من سلطنت مملكت مصر و اين انهارى كه در زير پاى من جريان دارد ، پس آيا بينا نيستيد يا اينكه بينا و روشنفكر هستيد و اين امور را درك مىكنيد » .
سپس جملهء فعليه معطوف « تبصرون » حذف گرديده و به جاى آن مجازا جملهء اسميه « أنا خير » قرار گرفته است .
و بايد دانست كه آن وقت فرعون به قوم خود مىگويد شما بيناييد و روشنفكر كه آنها بگفتند : آرى . « أنت خير » و اين سبب مىشد كه فرعون در تشويق