تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
شايان ذكر است كه اين « إلّا » جايز نيست براى استثناء باشد نه از جهت لفظ و نه از جهت معنا . امّا از جهت معنا نمىتواند « إلّا » استثنائيه باشد ، زيرا تقدير آيه از حيث معنا اين گونه مىشود : « لو كان فيهما آلهة ليس فيهم اللّه لفسدتا » يعنى اگر باشد در آسمان و زمين خدايانى كه اين چنين صفت دارند در آنها ذات اقدس اللّه نباشد هرآينه آسمان و زمين تباه و نابود مىشدند . لازمهء اين معنا ، اين است كه اگر خدا در بين آنها باشد آسمان و زمين فاسد نمىشود ، كه اين خود اثبات شرك و شريك براى خدا است ، و اين معنا يقينا مراد آيه نيست ، چون آيه در مقام اثبات وحدانيت خداوند است . بنابراين چون « إلّا » استثنائيه اين مفهوم و معناى فاسد را نتيجه مىدهد بنابراين نمىتوان « إلّا » را در آيه ، استثنائيه قرار داد . و امّا از جهت لفظ نمىتواند استثنائيه باشد زيرا هميشه مستثنى منه در جملات استثنائيه بايد عام باشد . و « آلهة » كه جمع منكر است عام نيست ، زيرا در كلام موجب و مثبت است و در يك صورت نكره چه جمع و چه مفرد ، داراى معناى عموم است و آن وقتى است كه در جملهء منفى قرار داشته باشد . و به همين جهت ، نحويين اتفاق دارند كه جملهء استثنائيه « قال رجال إلّا زيدا » صحيح نيست . و زمانى كه جايز نشد در آيه كه « إلّا » استثنائيه باشد ، اين خود دليل است كه وصفيه است ، زيرا آن دو معناى ديگر « إلّا » نيز در آيه ممكن نيست . مثال جمع معرفه شبيه نكره ، شعر غيلان بن عقبه ملقب به ذى الرّمّه كه از شعراى صدر اسلام است مىباشد :
مررنا على دار لمية مرّة * و جاراتها قد كان يعفو مقامها « انيخت و ألقت بلدة فوق بلدة * قليل بها الأصوات إلّا بغامها » « 1 »
شاهد در توصيف « إلّا » و مابعد ، از « الأصوات » كه جمع معرفه‌اى كه شبيه
هامش
( 1 ) - البيان : 1 / 107 ، شرح الاشموني : 2 / 156 ، الخزانة : 2 / 51 ، الكتاب : 1 / 434 ، شرح شواهد المغني : 1 / 218 ، لسان العرب : 12 / 51 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 100 .