مستثنى منه نيز مذكور باشد - از باب تابعيت است ولى از قسم عطف نسق ( عطف به حرف ) ، زيرا آنان « إلّا » را در اين مورد حرف عطف به معنا و به منزلهء « لا » عاطفه مىدانند در اينكه مابعد آن ، حكم مخالف ماقبل آن را داراست ، به اين تفاوت كه اسم مابعد « لا » ، منفى و داراى حكم قبل به صورت منفى بوده و « لا » بعد از جملهء موجبه است مانند : « جاء زيد لا عمرو » زيرا « لا » عاطفه همواره بعد از جملات موجبه استعمال مىشود ، ولى اسم مابعد « إلّا » داراى حكم مثبت و موجب بعد از جملات منفيه است ، مانند : « ما قام القوم إلّا زيد » .
متن الثّاني : أن تكون بمنزلة « غير » ، فيوصف بها و بتاليها جمع منكر أو شبهه فمثال . . .
شرح دومين وجه ، « إلّا » اسميه مىباشد كه به معناى « غير » است و همواره در جملات ، اين كلمه و مابعدش صفت واقع مىشود و دلالت بر مغايرت موصوف با اسم مابعد خود مىكند و موصوف آن يا جمع منكر يا شبيه جمع منكر است .
بايد دانست كه اسم شبيه جمع منكر ، اسمى است كه داراى يكى از دو جزء « جمع منكر » بوده و داراى خصوصيتى شبيه جزء ديگر جمع منكر نيز مىباشد ، بنابراين اسم شبيه جمع منكر بر دو قسم است : 1 - مفرد منكر شبيه جمع . 2 - جمع معرفه شبيه نكره .
مثال جمع منكر ، آيهء شريفه :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« الأنبياء / 22 » است ، شاهد در « إلّا » اسميه وصفيه ، كه صفت براى جمع منكر « آلهة » بوده مىباشد ، كه مفرد آن « إله » است ، سيبويه « 1 » ، ابن حاجب ، جامى « 2 » ، سيوطى « 3 » ، ابو البقاء « 4 » ، ابن انبارى « 5 » ، مكى بن ابى طالب « 6 » و طبرسى « 7 » اين قول را در آيه دارند .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 434 .
( 2 ) - شرح جامي : 173 .
( 3 ) - همع الهوامع : 1 / 329 .
( 4 ) - الإملاء : 2 / 131 .
( 5 ) - البيان : 2 / 159 .
( 6 ) - مشكل إعراب القرآن : 2 / 82 .
( 7 ) - مجمع البيان : 4 / 43 .