و من و ما و ال تساوي ما ذكر * و هكذا ذو عند طيء قد شهر
و مثل ما ، ذا بعد ما استفهام * أو من إذا لم تلغ في الكلام
أيّ كما و اعربت ما لم تضف * و صدر وصلها ضمير انحذف
و چون تمامى موصولات از اسماء مبهمه هستند ، بنابراين نيازمند جملهاى مىباشند كه آنها را توضيح دهد كه به آن صله مىگويند . از خصوصيات « ال » موصول ، اين است كه صله آن ، اسم فاعل و اسم مفعولى است كه بر معناى وصفى دلالت كنند و علم نشده باشند و بسيار كم بر غير اين دو ، مثل فعل مضارع نيز مىآيد .
و صفة صريحة صلة « ال » * و كونها بمعرب الأفعال قلّ
مانند قول امير كلام عليه السّلام در لعن و نفرين گويندگان بىعمل :
« لعن اللّه الآمرين بالمعروف التاركين له و الناهين عن المنكر العاملين به » . « 1 » شاهد در تمامى الف و لامهايى است كه بر مشتقات - اعم از ثلاثى مجرّد و مزيد فيه ، اسم فاعل و اسم مفعول - آمده است .
متن قيل : و الصفات المشبّهة ، و ليس بشيء . . .
شرح قول ضعيفى است كه مىگويد : صله « ال » علاوه بر اسم فاعل و مفعول ، مىتواند صفت مشبّهه نيز باشد . و ابن هشام « 2 » و ابن مالك در بعض كتبش و ابن عصفور ، اين قول را دارند .
لكن اين رأى ، قول قابل اعتنايى يقينا نيست ، زيرا اصل در صله ، جملهء فعليه است و اسم فاعل و مفعول چون شبيه فعل مضارع معلوم و مجهول مىباشند ، آنها را مىشود تأويل به اين دو فعل برد ، لذا مىتوانند صله واقع شوند ، ولى صفت مشبّهه را نمىتوان تأويل به فعل برد ، زيرا فعل دلالت بر حدوث فعل توسط فاعلش
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 129 / 401 .
( 2 ) - قطر الندى : 102 .