« إذا » بسيطه است يعنى از ابتداى وضع ، واضع اين گونه آن را وضع كرده است يا مركب بوده و وضع ثانوى دارد . بعضى از نحويين مانند خليل بن احمد « 1 » قائل به تركيب آن هستند و مىگويند : مركب از « إذ » و « أن » است و الف « أن » بعد از نقل حركت آن به ذال « إذ » به جهت التقاى ساكنين با نون حذف مىشود . و لكن صحيح اين است كه بسيطه باشد زيرا كه اصل در وضع كلمات ، بساطت است .
و آن گروه كه قائل به حرفيت و بساطت هستند ، در بين خود ، اختلاف دارند كه « إذا » عامل است يا مهمل بوده و نصب فعل مضارع به واسطهء « أن » مقدّر بعد « إذا » است .
صحيح قول به عامليت « إذا » مىباشد چنان كه سيوطى « 2 » ، اشمونى « 3 » ، ابن مالك و عباس حسن « 4 » قائلند ، زيرا اصل ، عامليت لفظ مذكور و عدم تقدير لفظ عامل مىباشد .
متن المسألة الثانية : في معناها قال سيبويه : معناها : الجواب و الجزاء . فقال شلوبين : في كلّ موضع و قال . . .
شرح مسألهء نحوى دوّم دربارهء اين كلمه ، معناى « إذا » است ، سيبويه « 5 » مىگويد معناى آن ايجاد ربط به سبك جواب و جزاء بين جملهء بعد با جملهء ماقبلش مىباشد ، يعنى « إذا » او در صدر كلامى واقع مىشود كه در جواب كلام مذكور يا مقدّرى است كه مابعد « إذا » مترتّب بر آن كلام است به نحو ترتّب جواب و جزاء بر استفهام يا بر شرط ، هرچند كه در آن كلام ، ادات شرط و استفهام نباشد ، عمر بن محمد شلوبين كه از بزرگان نحو مكتب اندلس است ، گفته است : « إذا » در تمامى مواضع استعمال ، اين معنا را دارد . لكن حسن بن احمد بن عبد الغفار ابو على
هامش
( 1 ) - مراجعه شود به الكتاب : 1 / 483 و همع الهوامع : 2 / 6 .
( 2 ) - همع الهوامع : 2 / 6 .
( 3 ) - شرح الاشموني : 3 / 290 .
( 4 ) - النحو الوافي : 4 / 290 .
( 5 ) - الكتاب : 1 / 481 .