فارسى كه از ائمّهء نحو محسوب مىشود ، گفته است : « إذا » در اكثر استعمالات داراى معناى جواب و جزاء بوده و گاهى متمحّض و فقط براى جواب مىآيد به خلاف نظريه شلوبين ، به دليل اينكه شأن چنين است كه گاهى گفته مىشود مثلا ، براى شما : « احبّك » و شما در جواب مىگوييد : « إذا أظنّك صادقا » در اينجا « إذا » تنها براى جواب است چون جزاء در اينجا معنا ندارد ضرورتا و يقينا ، زيرا زمان هردو جمله حال است ، چون وقتى به مخاطب گفته مىشود : دوستت دارم ، او در جواب مىگويد : گمان به راستگويى تو دارم . يعنى الآن اين چنين گمانى دارم نه در آينده ، بنابراين هم كلام اوّل و هم جواب آن ، داراى يك زمان هستند . و چون زمان جملهء جزاء بايد نسبت به جملهء شرط استقبالى باشد ، زيرا كه در حكم سبب و مسبب هستند ، و رتبهء مسبب مؤخّر و مستقبل از سبب است ؛ بنابراين اينجا معناى جزاء ندارد . پس « إذا » نيز رابط جزاء در اين موارد نيست و كثيرى از نحويّين مانند محقّق رضى « 1 » ، صبان « 2 » و سيوطى « 3 » همين نظريه را دارند .
متن و الأكثر أن تكون جوابا ل « إن » أو « لو » ظاهرتين أو مقدرتين .
فالأوّل : كقول كثيّر عزّة . . .
شرح « إذا » در اكثر استعمالات جواب و جزاء براى « إن » يا « لو » شرطيه است ، چه ايندو در كلام ظاهر و مذكور و چه در تقدير باشند ، بنابراين چهار قسم استعمال اكثرى براى « إذا » وجود دارد .
قسم اوّل كه در جواب و جزاء « لو و إن » ظاهر و مذكور باشد مثل شعر كثيرّ عزّه از شعراى دورهء مقدّم و معاصر با فرزدق كه او اندامى كوتاه و چشمانى معيوب داشت به همين علّت عبد الملك بن مروان وقتى او را ديد گفت : « تسمع بالمعيدى
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 236 .
( 2 ) - حاشية الصبان : 3 / 291 .
( 3 ) - همع الهوامع : 2 / 6 .