الرّحيم الّذي يتوب على من يعاديه ، فكيف به من يترضّاه و يختار عداوة الخلق فيه .
يا هشام من أحبّ الدّنيا ذهب خوف الآخرة من قلبه و ما اوتى عبد علما فازداد للدّنيا حبّا إلا ازداد من اللّه بعدا و ازداد اللّه عليه غضبا .
يا هشام إنّ العاقل اللّبيب من ترك ما لا طاقة له به . و أكثر الصّواب فى خلاف الهوى . و من طال أمله ساء عمله .
يا هشام لو رأيت مسير الأجل لألهاك عن الأمل .
يا هشام إيّاك و الطّمع . و عليك باليأس ممّا في أيدي النّاس . و أمت الطّمع من المخلوقين ، فإنّ الطّمع مفتاح للذّلّ . و اختلاس العقل و اختلاق المروّات ، و تدنيس العرض و الذّهاب بالعلم ، و عليك بالاعتصام بربّك و التّوكّل عليه . و جاهد نفسك
شرح
دوستانش او را بيازارند ، تا چه رسد به آنكس كه در راه خدا او را بيازارند ، و چه گمان دارى دربارهء توبهپذير مهربانى كه بپذيرد توبهء كسى را كه با او دشمنى كند ، تا چه رسد به كسى كه خوشنودى او را جويد و دشمنى خلق خدا را در اين راه بپذيرد .
اى هشام كسى كه دنيا را دوست بدارد ترس آخرت از دلش بيرون رود ، و علمى به بندهاى داده نشده كه دوستى دنيا را در خود افزون كند جز آنكه ( به همان نسبت ) دورى از خدا در او افزون گشته ، و خشم خدا بر او بيشتر خواهد بود .
اى هشام عاقل فرزانه كسى است كه واگذارد آنچه را طاقت و توان انجامش را ندارد ، و بيشترين درستكاريها در مخالفت با هواى نفس است ، و كسى كه آرزويش دراز و طولانى شد عمل و كردارش نادرست خواهد بود .
اى هشام بپرهيز از طمع و آز ، و بر تو باد به نوميدى از آنچه در دست مردم است و طمع از مخلوق را در خود بميران ، كه براستى طمع كليد ذلّت و خوارى ، و ربودن عقل و خرد ، و از ميان بردن مردانگيها ، و آلوده ساختن خلق و خوهاى پسنديده ، و بردن علم و دانش است .
و بر تو باد به چنگ زدن به عنايت پروردگار و توكل بر او ، و با نفس خود پيكار كن تا آن را از هوا