ولايتنا إلّا بالورع و الاجتهاد فى الدّنيا و مواساة الاخوان في اللّه . و ليس من شيعتنا من يظلم النّاس .
يا ابن جندب إنّما شيعتنا يعرفون بخصال شتّى : بالسّخاء و البذل للإخوان و بأن يصلّوا الخمسين ليلا و نهارا . شيعتنا لا يهرّون هرير الكلب و لا يطمعون طمع الغراب و لا يجاورون لنا عدوّا و لا يسألون لنا مبغضا و لو ماتوا جوعا . شيعتنا لا يأكلون الجرّي و لا يمسحون على الخفّين و يحافظون على الزّوال و لا يشربون مسكرا . قلت : جعلت فداك فأين أطلبهم ؟ قال عليه السّلام : على رؤوس الجبال و أطراف المدن . و إذا دخلت مدينة فسل عمّن لا يجاورهم و لا يجاورونه فذلك مؤمن كما
شرح
نشويد به خدا سوگند به ولايت و دوستى ما نخواهد رسيد جز بهوسيلهء پارسايى و تلاش در دنيا و مواسات با برادران دينى خود در راه خدا ، و شيعهء ما نيست كسى كه به مردم ظلم كند .
اى پسر جندب به راستى شيعيان ما به چند چيز شناخته شوند : به سخاوت ، و بذل و بخشش نسبت به برادران دينى ، و به اينكه پنجاه ركعت نماز را در شب و روز بخوانند ، « 1 » شيعيان ما همانند سگ زوزه نمىكنند ، و همانند كلاغ آز و طمع ندارند ، و بخاطر ما با دشمن ما مجاورت نكنند ، و به همين خاطر از كسى كه كينه و بغض ما را در دل دارد چيزى درخواست نكنند اگرچه از گرسنگى بميرند ، شيعيان ما گوشت مارماهى ( كه فلس ندارد ) نخورند ، و بر روى كفشهاى خود مسح نكنند ، و بر وقت نماز ظهر مواظبت و محافظت دارند ، و شراب مستكنندهاى نمىآشامند .
عرض كردم : قربانت گردم در كجا ايشان را بجويم ؟ فرمود : در سر كوهها و اطراف نهرها ، و چون به شهرى درآمدى كسانى را پرسوجو كن كه مجاورت با مردم ندارند و مردم نيز با آنان مجاورت ندارند « 2 » ، كه چنين كسى مؤمن است چنانچه خداى تعالى فرموده : « از انتهاى شهر
هامش
( 1 ) - در حديث روضهء كافى دنبالهء وصيتهاى رسول خدا ( ص ) حديثى شبيه به اين حديث بود كه در اين قسمت ( پنجاه ركعت نماز در شب و روز ) توضيحى دادهايم بدانجا مراجعه شود .
( 2 ) - بايد توجه داشت كه اين حديث در زمان بنى اميه و دولتهاى فسق و كفر و انحراف و شهرهايى كه تودهء مردم از همان قماش بودند صادر شده ، و امام عليه السّلام براى يافتن مردمان باايمان و شيعيان مخلص چنين دستورى به عبد اللّه بن جندب مىدهد .