برحمة اللّه . قلت : فمن ينجو ؟ قال : الّذين هم بين الرّجاء و الخوف ، كأنّ قلوبهم في مخلب طائر شوقا إلى الثّواب و خوفا من العذاب .
يا ابن جندب من سرّه أن يزوّجه اللّه الحور العين و يتوّجه بالنّور فليدخل على أخيه المؤمن السّرور .
يا ابن جندب أقلّ النّوم باللّيل ، و الكلام بالنّهار . فما في الجسد شىء أقلّ شكرا من العين و اللّسان ، فإنّ أمّ سليمان قالت لسليمان عليه السّلام : يا بنيّ إيّاك و النّوم ؛ فإنّه يفقرك يوم يحتاج النّاس إلى أعمالهم .
يا ابن جندب إنّ للشّيطان مصائد يصطاد بها فتحاموا شباكه و مصائده قلت : يا ابن رسول اللّه و ما هى ؟ قال : أمّا مصائده فصدّ عن برّ الإخوان . و أمّا شباكه فنوم عن قضاء الصّلوات الّتى فرضها اللّه . أما إنّه ما يعبد اللّه به مثل نقل الأقدام إلى برّ الإخوان و زيارتهم . ويل للسّاهين عن الصلوات ، النّائمين في الخلوات ،
شرح
كردم : پس چه كسى نجات يابد ؟ فرمود : آنان كه ميان خوف و رجاء ( بيم و اميد ) هستند ، گويا دلهاى آنان در چنگال پرندهاى است ، بخاطر شوق به پاداش و ثواب و ترس از عقاب .
اى پسر جندب هركس كه مسرور مىشود ( و مىخواهد ) خدايش حور العين به همسرى او درآورد ، و تاجى از نور بر سرش بنهد ، بايد دل برادر ( دينى ) خود را مسرور كند .
اى پسر جندب در شب خواب را كم كن ، و در روز گفتار را ، كه در بدن انسان چيزى كمسپاستر از چشم و زبان نيست ، و براستى مادر سليمان به ( فرزندش ) سليمان گفت : پسرم بپرهيز از خواب زيرا در آن روزى كه مردم نيازمند به عملهاشان هستند تو را نيازمند كند .
اى پسر جندب شيطان را دامهايى است كه مردم را بدانها شكار كند ، پس بپرهيزيد از دامهاى شيطان و كمندها و تلههاى او ، عرض كردم : اى فرزند رسول خدا آنها چيست ؟ فرمود :
تلههاى او همان بازداشتن او است از نيكى به برادران ( دينى ) و دامهاى او خوابيدنى است كه از انجام نمازهاى واجب مانع گردد ، آگاه باش كه خداوند پرستش نشده است به عبادتى همانند اينكه گامها بسوى نيكى كردن به برادران و ديدار آنها برداشته شود ، واى به حال كسانى كه از