25 - و فيه ايضا فى خطبة فيها مواعظ للنّاس : أوصيكم عباد اللّه ، بتقوى اللّه الّتى هي الزّاد و بها المعاذ : زاد مبلغ ، و معاذ منجح . دعا إليها أسمع داع ، و وعاها خير واع . فأسمع داعيها ، و فاز واعيها .
عباد اللّه ، إنّ تقوى اللّه حمت أولياء اللّه محارمه ، و ألزمت قلوبهم مخافته ، حتّى أسهرت لياليهم ، و أظمأت هواجرهم ؛ فأخذوا الرّاحة بالنّصب ، و الرّىّ بالظّماء ، و استقربوا الأجل فبادروا العمل ، و كذّبوا الأمل فلاحظوا الأجل . ثمّ إنّ الدّنيا دار فناء و عناء ، و غير و عبر .
فمن الفناء أنّ الدّهر موتر قوسه ، لا تخطئ سهامه ، و لا تؤسى جراحه . يرمي الحىّ بالموت ، و الصّحيح بالسّقم و النّاجى بالعطب . آكل لا يشبع ، و شارب لا ينقع .
شرح
25 - و در خطبهء ديگرى است كه فرمود : اى بندگان خدا ! شما را به تقواى الهى توصيه مىكنم كه هم زاد و توشه است ، و هم پناهگاه : زادى كه انسان را به سرمنزل مقصود مىرساند ، و پناهگاهى كه او را از خطرها نجات مىدهد ؛ دعوتكنندهء به آن بهترين دعوتكنندگان ، و پاسدارش بهترين پاسداران ، و به همين دليل دعوت خود را به گوش همگان رسانيده و موجب رستگارى نگهبانان آن شده است .
اى بندگان خدا ترس از خدا دوستان خدا را از ارتكاب محرمات باز مىدارد ، و قلبهاشان را قرين خوف و خشيت قرار مىدهد آنچنانكه آنها را در دل شب بيدار مىدارد ( و به راز و نياز با خدا برمىخيزاند ) و در روزهاى گرم و سوزان به روزه وامىدارد ، مشقت را بهجاى راحتى ، و تشنگى را به جاى سيرابى انتخاب كردهاند ، پايان زندگى را نزديك شمرده . . . و به انجام اعمال نيك مبادرت ورزيدهاند ، آرزوها را تكذيب كردهاند ، و سرآمد زندگى را در نظر داشتهاند سپس آگاه باشيد كه دنيا سراى فناء ، مشقت ، دگرگونى و عبرت است :
از فناى روزگار است كه تيرهايش خطا نمىكند و مجروحانش بهبودى نمىيابند ؛ زندگان را هدف تير مرگ و تندرستان را هدف بيمارى قرار مىدهد و نجاتيافتگان را به هلاكت مىكشاند ، خورندهاى است كه هرگز سير نمىشود ، و نوشندهاى است كه هيچگاه عطشش فرو نمىنشيند .