لكم في آثار الأوّلين مزدجر ، و في آبائكم الماضين تبصرة و معتبر ، إن كنتم تعقلون ! أو لم تروا إلى الماضين منكم لا يرجعون ، و إلى الخلف الباقين لا يبقون ! أ و لستم ترون أهل الدّنيا يصبحون و يمسون على أحوال شتّى : فميّت يبكى ، و آخر يعزّى ، و صريع مبتلى ، و عائد يعود ، و آخر بنفسه يجود ، و طالب للدّنيا و الموت يطلبه ، و غافل و ليس بمغفول عنه ، و على أثر الماضي ( الماضيين ) ما يمضي الباقي !
ألا فاذكروا هاذم اللّذّات ، و منغّص الشّهوات ، و قاطع الأمنيات عند المساورة ( المشاورة ) للأعمال القبيحة ؛ و استعينوا اللّه على أداء واجب حقّه ، و ما لا يحصى من أعداد نعمه و إحسانه . « 1 »
* * *
شرح
آيا براى شما در آثار پيشينيان وسيله عبرت نيست كه شما را ( از كردار بد ) بازدارد ، و آيا اگر انديشه كنيد در آثار بهجاىماندهء پدرانتان وسيلهء بينش و اندرزى نيست ؟
مگر نمىبينيد كه گذشتگان شما برنمىگردند و بازماندگان باقى نمىمانند ، مگر مردم دنيا را مشاهده نمىكنيد كه شبانهروز حالات گوناگونى دارند يكى مىميرد و بر او مىگريند ، و ديگرى باقى مىماند و به او تسليت مىگويند ، و يكى در بستر بيمارى افتاده ديگرى به عيادت او مىآيد و ديگرى در حال جان كندن است .
يكى به دنبال دنيا مىرود درحالىكه مرگ به دنبال او در حركت است و يكى در عالم بىخبرى فرورفته درحالىكه مرگ و حوادث دنيا او را فراموش نكردهاند !
و به همينگونه بازماندگان به دنبال گذشتگان مىروند .
به هوش باشيد ، نابودكنندهء لذّتها و برهمزنندهء كاميابيها و قطعكنندهء آرزوها ( يعنى مرگ را ) بسيار بخاطر بياوريد در آن هنگام كه تصميم بر كارهاى زشت داريد .
و براى اداى حق واجب خدا و نعمتهاى بىشمار و احسانهاى بىپايانش از او استعانت جوييد .
* * *
هامش
( 1 ) - خطبهء 99 .