رجعته . الرّجاء مع الجائي ، و اليأس مع الماضى . ف « اتّقوا اللّه حقّ تقاته ، و لا تموتنّ إلّا و أنتم مسلمون » . « 1 »
* * * 26 - و فيه ايضا فى خطبته اخرى فى النصح بالتقوى :
أوصيكم ، عباد اللّه بتقوى اللّه و طاعته ، فإنّها النّجاة غدا ، و المنجاة أبدا . رهّب فأبلغ ، و رغّب فأسبغ ، و وصف لكم الدّنيا و انقطاعها ، و زوالها و انتقالها .
فأعرضوا عمّا يعجبكم فيها لقلّة ما يصحبكم منها . أقرب دار من سخط اللّه ، و أبعدها من رضوان اللّه ! فغضّوا ( ارفضوا ) عنكم - عباد اللّه - غمومها و أشغالها ، لما قد أيقنتم به من فراقها و تصرّف حالاتها .
فاحذروها حذر الشّفيق النّاصح ، و المجدّ الكادح . و اعتبروا بما قد رأيتم من مصارع القرون قبلكم : قد تزايلت أوصالهم ، و زالت أبصارهم و أسماعهم ، و ذهب
شرح
ديروز از عمر گذشته امروز اميد بازگشتش نيست . اميد با آينده است و نوميدى از گذشته . پس « آن چنانكه شايسته است از خدا بترسيد و نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد . »
* * * 26 - و در خطبهء ديگرى در نصيحت به تقوا آمده كه فرمود : اى بندگان خدا شما را به تقوا و اطاعت خداوند توصيه مىكنم كه موجب رستگارى فردا و نجات ابدى است .
( خداوند بزرگ مردمان را ) به سختى بيم داده و به خوبى ابلاغ فرموده و به بهترين وجهى ترغيب و تشويق نموده ، دنيا و ناپايدارى آن و زوال و انتقالش را براى شما توصيف كرده ، پس از زرق و برقهايى كه براى شما اعجابانگيز است به خاطر كوتاهى دورانش چشم بپوشيد ! دنيا نزديكترين سرا به خشم خدا و دورترين جايگاه از رضا و خشنودى اوست ، پس اى بندگان خدا ، اندوهها و سرگرميهاى آن را از خود دور سازيد ، زيرا فراق و دگرگونى حالات آن را به خوبى دانستهايد ، و ازاينرو همچون دوستى مهربان ؛ ناصح و كوشا كه براى نجات رفيقش تلاش مىكند خويشتن را از « دنياپرستى » برحذر داريد ! و از آنچه در ميدانهاى نابودى قرون پيشين ديدهايد عبرت گيريد ! از همانها كه پيوندهاى اعضايشان گسسته ؛ چشم و گوشهاى آنها نابود ؛ شرافتمندى و عزّتشان از ميان رفته و نعمتها و سرورشان منقطع گرديده است ؛ همانها كه به جاى قرب فرزندان . . . به فراق آنها مبتلا شدند و به جاى همدمى همسران مفارقتشان را گزيدند ، اكنون نه
هامش
( 1 ) - خطبهء 114 .