22 - فى كتاب نهج البلاغة و من كتاب له عليه السّلام من عبد اللّه علىّ أمير المؤمنين إلى من مرّ به الجيش من جباة الخراج و عمّال البلاد .
أمّا بعد ، فإنّى قد سيّرت جنودا هى مارّة بكم إن شاء اللّه ، و قد أوصيتهم بما يجب للّه عليهم من كفّ الأذى ، و صرف الشّذى ، و أنا أبرأ إليكم و إلى ذمّتكم من معرّة الجيش ، إلّا من جوعة المضطرّ ، لا يجد عنها مذهبا إلى شبعه . فنكّلوا من تناول منهم شيئا ظلما عن ظلمهم و كفّوا أيدى سفهائكم عن مضارّتهم ، و التّعرّض لهم فيما استثنيناه منهم . و أنا بين أظهر الجيش ، فارفعوا إليّ مظالمكم ، و ما عراكم ممّا يغلبكم من أمرهم ، و ما لا تطيقون دفعه إلّا باللّه و بي ، فأنا أغيّره بمعونة اللّه ، إن شاء اللّه . « 1 »
شرح
22 - در كتاب نهج البلاغه جزء نامههاى امير المؤمنين عليه السّلام نامه زير را روايت كرده و فرموده : از نامههاى امير المؤمنين عليه السّلام به فرمانداران و بخشداران شهرهايى كه لشكر از آنها عبور مىكند .
فرمانى است از ناحيهء بنده خدا على امير مؤمنان عليه السّلام به تمام كارگزاران خراج و فرمانداران شهرستانهايى كه سپاه از منطقه آنها گذر مىكند . . .
اما بعد ! من سپاهيانى را براى نبرد بسيج كردم كه به خواست خدا از آباديهاى شما مىگذرند ، و آنها را به آنچه خداوند بر آنها واجب كرده توصيه نمودهام . به آنان گفتهام كه از آزار مردم و ايجاد ناراحتيها و مشكلات خوددارى كنند و من بدينوسيله در برابر شما و كسانى كه در پناه شما هستند از مشكلاتى كه سپاهيان به وجود مىآورند از خود رفع مسؤوليت مىكنم ، ( كه آنها حق رساندن هيچگونه زيان را به كسى ندارند ) جز اينكه آنها سخت گرسنه شوند و راهى براى سير كردن خود نيابند . بنابراين اگر كسى از آنها ، چيزى را از روى ستم از افراد گرفت وظيفه داريد او را در برابر عملش كيفر كنيد . ( و شما را نيز توصيه مىكنم كه ) جلوى زيانهاى اشرار و بىخردان خود را نسبت به سپاهيان بگيريد . و جز در آن موارد كه استثناء كردم متعرّض آنان نشويد . من خود پشت سر سپاه در حركتم . شكايات خود را پيش من آوريد ، در آن مواردى كه آنها بر شما چيره شدهاند و شما قدرت دفع آن را جز با يارى خداوند و من نداريد به من مراجعه كنيد . كه من به كمك خداوند آن را تغيير مىدهم و دگرگون مىسازم .
هامش
( 1 ) - نامهء 60 نهج البلاغه .