وظّف لكم مددا ، فى قرار خبرة ، و دار عبرة ، أنتم مختبرون فيها ، و محاسبون عليها .
فإنّ الدّنيا زنق مشربها ، ردغ مشرعها ، يونق منظرها ، و يوبق مخبرها . غرور حائل ، و ضوء آفل ، و ظلّ زائل ، و سناد مائل ، حتّى إذا أنس نافرها ، و اطمأنّ ناكرها ، قمصت بأرجلها ، و قنصت بأحبلها ، و أقصدت بأسهمها ، و أعلقت المرء أوهاق المنيّة قائدة له إلى ضنك المضجع ، و وحشة المرجع ، و معاينة المحلّ و ثواب العمل ، و كذلك الخلف به عقب السّلف ، لا تقلع المنيّة اختراما ، و لا يرعوي الباقون اجتراما ، يحتذون مثالا ، و يمضون أرسالا ، إلى غاية الانتهاء ، و صيّور الفناء .
حتّى إذا تصرّمت الأمور ، و تقضّت الدّهور ، و أزف النّشور ، أخرجهم من
شرح
داشته و به وسيله پيامبران و دستورات رسا و روشن از مخالفت فرمانش بيم داده است .
تعداد شما را به خوبى مىداند و چند صباحى توقف ، در اين سراى آزمايش و عبرت برايتان مقرّر داشته ، در اين دنيا آزمايش مىشويد ، و در برابر اعمالتان محاسبه مىگرديد .
( آرى ) آب اين جهان هميشه تيره و همواره با گل و لاى توأم بوده است ، منظرهاى دلفريب و سرانجامى خطرناك دارد ، فريبنده و دلانگيز است اما دوامى ندارد ، نورى است در حال غروب ، سايهاى است زوالپذير و ستونى است مشرف بر سقوط تا آنگاه كه نفرتكنندگان به آن مأنوس شدند و بيگانگان از آن ، به آن اطمينان پيدا كردند ، همانند اسبى كه غافلگيرانه پاهاى خود را بلند كرده و سوار را به زمين مىافكند ، آنها را بر زمين مىكوبد ، و با دامهاى خود آنها را گرفتار مىسازد ، و تيرهاى خود را به سوى آنان پرتاب مىكند .
طناب مرگ به گردن انسان مىافكند ، و به سوى گورى تنگ و جايگاهى وحشتناك كه از آنجا محل خويش را در بهشت و دوزخ مىبيند ، و پاداش اعمال خود را مشاهده مىكند ، مىكشاند !
همچنان آيندگان به دنبال گذشتگان گام مىنهند ، نه مرگ از نابودى مردم دست مىكشد ، و نه مردم از گناه .
و همچنان تا پايان زندگى و سرمنزل فنا و نيستى آزادانه پيش مىروند .
تا آنجا كه امور پىدرپى بگذرد و زمانها سپرى گردد ، و رستاخيز برپا شود در آن زمان آنها را