عليك مثل الّذى لك عليه . و من تورّط فى الأمور به غير نظر فى العواقب فقد تعرّض للنّوائب . التّدبير قبل العمل يؤمنك النّدم . من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء . الصّبر جنّة من الفاقة . البخل جلباب المسكنة . الحرص علامة الفقر . وصول معدم خير من جاف مكثر . لكلّ شىء قوت ، و ابن آدم قوت الموت .
أي بنى لا تؤيس مذنبا ، فكم من عاكف على ذنبه ختم له بخير ، و كم من مقبل على عمله مفسد في آخر عمره ، صائر إلى النّار ، نعوذ باللّه منها . أى بنى كم من عاص نجا . و كم من عامل هوى . من تحرّى الصّدق خفّت عليه المؤن .
شرح
بر او دارى ، و هركس خود را در ورطهء كارها اندازد بىآنكه در عاقبت و سرانجام آن كار بينديشد خود را در معرض حوادث ناگوار قرار داده است ؛
تدبير پيش از انجام عمل تو را از پشيمانى در امان دارد ( و بيمه كند ) ، كسى كه در كارها به استقبال آراء ديگران برود ( و نظرات و آراء ديگران را مدّ نظر قرار دهد ) لغزشگاهها و جايگاههاى خطا را به خوبى بشناسد ، و بردبارى سپرى است از ندارى ، بخل و خسّت پيراهن مسكنت و ندارى است « 1 » و حرص و آز نشانهء فقر و نيازمندى . افراد خوشبرخورد و مردمدار فقير ، بهترند از پولدار سخاوتمند بدخوى ، هر چيزى را روزى رسيده و خوراك مخصوصى است و فرزند آدم روزى مخصوص مرگ است ؛
اى پسرم ، هيچ گناهكارى را ( از رحمت حق ) نااميد نكن ، كه چه بسيار افرادى كه با گناه خو گرفته و بدان پاىبند شده ولى پايان كارشان به خير و خوبى ختم گشته ، و چه بسيار افرادى كه بر عمل خير روى آورده ولى آخر عمرش بر فساد و تباهى گراييده و به دوزخ رفته است ، پناه مىبريم به خدا از دوزخ ؛
اى پسرم ، چهبسا معصيتكارى كه نجات يافته و چه بسيار كه اهل عمل خير بوده و در پايان ( در چاه بدبختى و هلاكت ) سقوط كرده ؛ كسى كه صدق و راستى را برنامهء زندگى خود قرار دهد مشكلات زندگى بر او آسان شود ؛ رشد و رستگارى نفس انسان در مخالفت كردن با آن است ،
هامش
( 1 ) - يعنى آدم بخيل به هر اندازه هم كه ثروت داشته باشد بينوا است .