تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
مكن تا توانى دل خلق ، ريش * و گر ميكنى ، ميكنى بيخ خويش اگر جاده‌يى ( 1 ) با شدت مستقيم ، * ره پارسايان ، اميد است بيم طبيعت ( 2 ) شود مرد را بخردى ، * به اميد نيكى و بيم بدى گرين هر دو در پادشه يافتى ، * در اقليم و ملكش بنه ( 3 ) يافتى كه بخشايش آرد بر اميدوار ، * به اميد بخشايش كردگار گزند كسانش نيايد پسند ، * كه ترسد كه در ملكش آيد گزند وگر در سرشت وى اين خوى نيست ، * در آن كشور ، آسودگى روى نيست اگر پاىبندى ، رضا پيش گير * و گرنه سواره ( 4 ) سر خويش گير فراخى در آن مرز و كشور مخواه ، * كه دلتنگ بينى رعيت ز شاه
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . جاده مستقيم : مراد صراط مستقيم است كه در هر نماز از خدا ميخواهيم كه ما را به آن هدايت كند . جاده مخفف جاده با تشديد دال است جمع جاده جواد با تشديد دال است و حرز جواد دعا و طلسمى بوده است كه براى رفع خطر سفرها تهيه ميكرده‌اند و در افسانه‌هاى يونانى حرز جواد به مريخ سپرده شده است . ( 2 ) . طبيعت شود : انسان سركش بوسيلهء تبشير و انذار - يعنى با اميدوار كردن به خير و ترسانيدن از خطر ، طبيعتش تغيير مىكند و بخرد مىشود - بخرد مركب از باء اضافه و خرد و اين صورت تركيبى ، صفت است و بايد متصل نوشته شود از اين قبيل است : بنام - بكام بمعنى نامى و كامگار ، بسامان . ( 3 ) . بنه : ( باهاى ملفوظ ) . بار . هرگاه پادشاه داراى دو صفت باشد ، مردم مىتوانند در كشور او باروبنه بيفكنند و اقامت گزينند . در دو بيت بعدى به آن دو صفت اشاره كرده . يكى آنست كه به اميد بخشايش خداوند بر مردمى كه به لطف او اميدوارند ، بخشايش كند . ديگر آنكه براى رفع گزند از خويشتن ، آزار مردمان نپسندد . در بعضى نسخه‌ها پنه ضبط شده كه مخفف پناه است و شايد اين ضبط مناسبتر باشد . ( 4 ) . و گرنه سواره : اگر پاىبند فرمان حق نيستى و رضاى خداوندى را رعايت نمىكنى ، با شتاب سرخود گير و برو ، زيرا اهليت قبول ندارى : سواره در اينجا مجازا در معنى عاجل به كار رفته است . در نسخهء فروغى « و گر يك سوارى » آمده ، اما چنين تركيبى معمول نيست .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 68 | محمد خزائلى