برومند ( 1 ) دارش درخت اميد * سرش سبز و رويش ( 2 ) به رحمت سفيد
به راه تكلف ( 3 ) مرو سعديا * اگر صدق دارى بيار و بيا
تو منزلشناسى و شه راهرو * تو حقگوى و خسرو ، حقايق شنو
چه ( 4 ) حاجت كه نه كرسى آسمان ، * نهى زير پاى قزل ارسلان
مگو پاى عزت بر افلاك نه * بگو روى ( 5 ) اخلاص بر خاك نه
اگر بندهيى ، سر برين در بنه * كلاه ( 6 ) خداوندى از سر بنه
به درگاه فرمانده ذو الجلال * چو درويش پيش توانگر بنال ،
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . برومند : مركب از « بر » به معنى بار ميوه و « اومند » ادات اتصاف . روىهم به معنى بارور و مجازا به معنى قوى و محكم است .
( 2 ) . رويش برحمت سفيد : يعنى مشمول رحمت الهى باشد و رويش در قيامت سفيد گردد . سفيدى روى ، كنايه از پاكى عمل و شايستگى تقرب است ، و اين اصطلاح مأخوذ است از آيهء صد و هفتم از سورهء آل عمران :« وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ».
( 3 ) . تكلف : خود را به مشقت انداختن و بر خلاف مقتضاى طبع خويش سخن گفتن .
( 4 ) . چه حاجت كه نه كرسى آسمان . . . : با اين بيت ، شيخ اجل بر ظهير فاريابى خرده گرفته است ، چه او در مدح قزل ارسلان چنين گفته بود : « نه كرسى فلك نهد انديشه زير پاى - تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زند » قزل ارسلان بن ايلدگز ، از اتابكان آذربايجان است كه از 581 تا 588 در اين ناحيه حكومت ميكرده است . نخست از طرف سلجوقيان منصب امير الامرائى داشته ، ولى بر ايشان شوريده و در آذربايجان ، به استقلال ، حكم رانده است . ظهير فاريابى ، از جملهء شعراى دربار اوست . قدما ، به هفت سياره قائل بودهاند و به هر سياره فلكى اختصاص ميدادند و فلك زحل محاط در فلك هشتم بود كه ستارگان ثابت در آن ، قرار داشت و آن را فلك اطلس مىناميدند . فلك هشتم محاط در فلك هشتم محاط در فلك الافلاك ميبود ، بدين ترتيب نه فلك « تو در تو » تصور ميشد و مراد از نه كرسى آسمان همين نه فلك است .
( 5 ) . روى اخلاص بر خاك نه : روى اخلاص بر خاك نهادن ، عبارتست از سجده ، كردن به درگاه خدا از روى خلوص و پاكى دل .
( 6 ) . كلاه خداوندى : كنايه از دعوى خدايى است كه فراعنه و بعضى مغروران ديگر در سر ميپروراندند .