ز مشرق به مغرب مه و آفتاب ، * روان كرد و بنهاد گيتى ( 1 ) بر آب
زمين از تب لرزه آمد ستوه * فرو كوفت بر دامنش ميخ كوه ( 2 )
دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كردست بر آب صورتگرى ؟
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . روان كرد و بنهاد : روان كرد : يعنى خداوند ، ماه و آفتاب را از مشرق به مغرب روان ساخت و جهان را بر آب بنا نهاد . در قرآن مجيد خلال آيهء ششم از سورهء هود« كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »مذكور است ، لكن در احاديث منجمله در خطبهء خلق عالم كه نخستين خطبهء نهج البلاغه است كيفيت آفرينش جهان از آب به تفصيل بيان شده و بموجب آيهء سىام از سورهء انبياء« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »هر چيز زندهيى را از آب ايجاد كرديم . در بعضى نسخهها بجاى گيتى ، كشتى ضبط شده است .
( 2 ) . بيت اشاره دارد به آيهء پانزدهم از سورهء نحل« وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ » *ترجمه « در زمين كوههاى بلند قرار داديم كه مبادا زمين شما را بستوه آورد » آيهء چهار و پنج از سورهء نبأ نيز مشعر به اين معنى است« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً »« مگر زمين را گاهواره نساختيم و كوهها را ميخ آن قرار نداديم ! » در نخستين خطبهء نهج - البلاغه آمده است « و وتد بالصخور ميدان ارضه » اگر « تب لرزه » با اضافه خوانده شود ، تب كنايه از شدت خواهد بود ، اما هرگاه تب و لرزه به صورت عطف خوانده شود ، ممكن است به آتشفشانى و زلزله ناظر باشد و در اين صورت دور نيست كه گداخته بودن مركز زمين از آن استفاده شود .