گر آنست ، منشور ( 1 ) احسان اوست * ور اينست ، توقيع ( 2 ) فرمان اوست
پس پرده بيند عملهاى بد * همو پرده پوشد به آلاى ( 3 ) خود
به تهديد اگر بركشد تيغ حكم ، * بمانند كروبيان ( 4 ) صم ( 5 ) بكم ( 6 )
و گر در دهد يك صلاى ( 7 ) كرم ، * عزازيل ( 8 ) گويد : نصيبى برم
به درگاه ( 9 ) لطف و بزرگيش بر ، * بزرگان نهاده بزرگى ز سر
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . منشور : نامهء سر گشوده كه از طرف پادشاهان يا بزرگان صادر ميشده و بر عامه قابل عرض بوده است . اين اصطلاح گويا از آيهء سوم از سورهء طور :« فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ »گرفته شده باشد .
( 2 ) . توقيع : پىنوشت ، دستورى كه در پاى عريضه ميدهند . خط توقيع ، شيوهيى خاص از خط فارسى و عربى است . مراد اينست كه گلستان شدن آتش بر خليل صادر از احسان خداوندى است و غرق شدن فرعون در مصب نيل و رفتن او به دوزخ نيز به حكم و تقدير الهى است .
( 3 ) . آلا : مخفف « آلاء » بمعنى نعمتها ، مفرد آن « الى » و « الى » و « الى » .
« به آلاى خود » يعنى بوسيلهء نعمتهاى خود . بعضى گفتهاند : « آلا » نعمتهاى باطنى است .
( 4 ) . كروبيان : فرشتگان مقرب ، اصل اين لفظ آرامى و عبرى است .
( 5 ) . صم : كرها ، جمع « اصم » مؤنث آن « صمّاء » .
( 6 ) . بكم : لا لها جمع « ابكم » مؤنث آن « بكماء » . در فارسى « صم بكم » در معنى مفرد استعمال مىشود . مراد بيت اينست كه اگر خداوند ، تيغ انتقام بركشد و جلال حكومت خود ظاهر سازد ، فرشتگان مقرب هم از خوف و هراس ، كر و لال مىمانند و آنان نيز خود را گناهكار مىدانند .
( 7 ) . صلى : بفتح اول و كسر اول . معنى اصلى آن آتش و آتش زياد است ، چون عرب براى دعوت گمشدگان و غريبان در شب آتش مىافروختهاند ، « صلى » مجازا بر دعوت اطلاق گرديده است .
( 8 ) . عزازيل : لفظ عبرى بمعنى « عزيز خدا » لقب ابليس است در آن زمان كه از جملهء مقربان بوده و اين عنوان براى او در ادب فارسى بعد از سقوط نيز حفظ شده است .
مراد بيت اينست : هنگامى كه خداوند براى بهرهمندى و بخشش دعوت كند ، عزازيل هم با وجود آنكه راندهء درگاه است ، چشم توقع دارد .
( 9 ) . به درگاه لطف و بزرگيش . . . الخ
بر درگاه لطف و بزرگى او همهء بزرگان نخوت و بزرگى از سر بيرون كردهاند .
« بر ، تأكيد است براى حرف اضافه به » .