تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
فروماندگان را به رحمت قريب ( 1 ) * تضرع‌كنان را به دعوت مجيب ( 2 ) بر احوال نابوده علمش بصير ( 3 ) * به اسرار ناگفته لطفش خبير به قدرت نگهدار بالا و شيب ( 4 ) * خداوند ديوان ( 5 ) روز حسيب نه مستغنى از طاعتش پشت ( 6 ) كس * نه بر حرف او جاى ( 7 ) انگشت كس قديمى نكوكار ( 8 ) و نيكى پسند ( 9 ) * به كلك قضا در رحم نقشبند ( 10 )
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . قريب : نزديك . ( 2 ) . مجيب : اجابت‌كننده ، پاسخ‌دهنده . « قريب مجيب » مأخوذ است از آيهء صد و هشتاد و پنجم از سورهء بقره :« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ »ترجمه : « هرگاه بندگان من دربارهء من از تو بپرسند ، بگو : من به بندگان نزديك هستم و درخواست دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند اجابت ميكنم » . ( 3 ) . بصير : بينا . از صفات الهى كه در قرآن مجيد بسيار مذكور است . ( 4 ) . شيب : « شيب و نشيب » لفظ فارسى است در مقابل بالا و هر دو لفظ در اوستا و پهلوى ريشه دارند . ( 5 ) . ديوان روز حسيب : يعنى دفتر اعمال كه در روز قيامت گشوده مىشود . جمع ديوان « دواوين » است . « حسيب » ممال « حساب » است و « اماله كه عبارت از تبديل الف به ياء باشد در برخى از كلمات از قبيل كتاب ، حجاب و ركاب صورت گرفته است . راجع به ديوان رجوع شود به شرح گلستان ، ذيل لفظ ديوان . در آنجا معانى و تاريخچهء ديوانها مذكور است . ( 6 ) . نه مستغنى از طاعتش پشت كس : مراد آنست كه هيچكس از پشت خم كردن براى ركوع و سجود به درگاه او بىنياز نيست . ( 7 ) . نه بر حرف او جاى انگشت كس : در فرمان و مشيت او ، كسى را حق تصرف نيست و در اراده‌اش نقصى يافته نميشود ، تا مورد اعتراض واقع گردد . ( 8 ) . نكوكار : معادل لفظ محسن در عربى است و محسن يكى از صفات الهى است كه با اين لفظ در قرآن مجيد مذكور نيست ، ولى فعل احسان در تنزيل عزيز به ذات الهى اسناد داده شده ، منجمله در سورهء قصص آيهء هفتاد و ششم( وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ )خداوند ، فاعل احسان است . ( 9 ) . نيكى پسند : اشاره دارد به كريمهء قرآنى( وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) *يعنى خدا نيكوكاران را دوست ميدارد . كلك مجازا به معنى قلم استعمال شده معنى اصلى آن ، نى بطور مطلق مىباشد اضافهء كلك به قضا ناظر بحديثى است با اين عبارت ( جفّ القلم بما هو كائن الى يوم القيامه ) يعنى قلم به آنچه بودنى است ، خشك شده و تا روز قيامت آنچه مقدر است تغيير نميكند . ( 10 ) . در رحم نقشبند : ناظر است به آيهء پنجم از سورهء آل عمران« هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ »يعنى او خدايى است كه شما را در رحم‌ها آن‌گونه كه بخواهد نقش مىبندد ، مضمون اين آيه چند بار ديگر در قرآن مجيد مذكور است . نقشبند صفت فاعلى مرخم است . -