تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
كنون با خرد بايد انباز گشت ، * كه فردا نماند ره بازگشت

حكايت ( 14 ) [ يكى غله مرداد مه توده كرد . . . . ]

يكى غله مرداد ( 1 ) مه توده كرد * ز تيمار دى ، خاطر آسوده كرد شبى مست شد آتشى برفروخت ، * نگون‌بخت كاليوه ( 2 ) خرمن بسوخت دگر روز در خوشه‌چينى نشست * كه يك جو ، ز خرمن نماندش بدست چو سرگشته ديدند درويش را ، * يكى گفت : پروردهء خويش را نخواهى كه باشى چنين تيره‌روز ، * به ديوانگى خرمن خود مسوز گر از دست شد عمرت اندر بدى ، * تو آنى كه در خرمن آتش زدى فضيحت ( 3 ) بود خوشه اندوختن ، * پس از خرمن خويشتن سوختن مكن جان من ، تخم دين ورز و داد ( 4 ) * مده خرمن نيكنامى به باد چو برگشته بختى درافتد به بند * ازو نيكبختان بگيرند پند تو پيش از عقوبت در عفو كوب * كه سودى ندارد فغان زير چوب برآر از گريبان غفلت سرت ، * كه فردا نماند خجل در برت

حكايت ( 15 ) [ يكى متفق بود بر منكرى . . . . ]

يكى متفق بود بر منكرى * گذر كرد بر وى نكو محضرى نشست از خجالت عرق كرده روى ، * كه آوخ ( 5 ) ! خجل گشتم از شيخ كوى شنيد اين سخن پير روشن‌روان ، * برو بر بشوريد و گفت : اى جوان نيايد همى شرمت از خويشتن ؟ * كه حق حاضر و شرم دارى ز من نياسايى از جانب هيچكس * برو ، جانب حق نگهدار و بس چنان شرم دار از خداوند خويش ، * كه شرمت ز همسايگان است و خويش
شرح
( 1 ) . مرداد : در اصل امردات به معنى بيمرگ و جاويدان بوده ادات نفى آن بر اثر كثرت استعمال حذف شده چنان كه « برنا » در اصل « اپرناك » بوده است . ( 2 ) . كاليوه : ديوانه ، ابله . ( 3 ) . فضيحت : رسوايى ، جمع آن فضايح . ( 4 ) . داد : معطوف است بر دين ، تخم دين و عدالت را پرورش ده و به اعمالى دست مزن كه در نتيجهء آن خرمن عمر خويش بر باد خواهى داد . ( 5 ) . كه آوخ : در نسخه فروغى « كه آيا » . آوخ از اصوات است .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 372 | محمد خزائلى