تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
نه در ابتدا بودى آب منى ؟ * اگر مردى ، از سر بدر كن منى ( 1 ) چو روزى به سعى آورى ( 2 ) سوى خويش ، * مكن تكيه بر زور و بازوى خويش چرا حق نمىبينى اى خودپرست * كه بازو به گردش درآورد دست چو آيدت بكوشيدنت خير ، پيش ، * به توفيق حق‌دان نه از سعى خويش به سرپنجگى كس نبر دست گوى * سپاس خداوند توفيق ، گوى تو قايم به خود نيستى يك قدم * ز غيبت مدد ميرسد دم‌به‌دم نه طفل دهن‌بسته بودى ز لاف ؟ * همى ( 3 ) روزى آمد به جوفش ز ناف چو نافش بريدند ، روزى گسست ، * به پستان مادر درآويخت دست غريبى كه رنج آردش دهر پيش ، * به دارو دهند ( 4 ) آبش از شهر خويش پس او در شكم پرورش يافته است * ز انبوب ( 5 ) معده ، خورش يافته است دو پستان كه امروز دلخواه اوست ، * دو چشمه هم از پرورشگاه اوست كنار و بر مادر دلپذير ، * بهشت است و پستان در و جوى شير ( 6 ) درختيست بالاى جان‌پرورش * ولد ميوهء نازنين در برش نه رگهاى پستان درون دل است ؟ * پس ار بنگرى ، شير ، خون دل است بخونش فرو برده دندان چو نيش * سرشته درو مهر خونخوار خويش چو بازو قوى كرد و دندان سطبر ، * بيندايدش ( 7 ) دايه پستان به صبر چنان صبرش از شير خامش كند ، * كه پستان شيرين فرامش كند تو نيز اى كه در توبه‌اى ( 8 ) طفل راه ، * به صبرت فراموش گردد گناه
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . منى : تكبر و خودبينى - من گفتن - من‌من زدن منى در مصرع اول لفظ عربى تخفيف يافته است به معنى « نطفه » . دو كلمه آخر دو مصراع با هم جناس دارند ، جز آنكه « ياء » در اولى مشدد و جزء كلمه است و در دومى مخفف و مصدرى است . ( 2 ) . چو روزى به سعى آورى . . . : چون رزق را با كوشش بجانب خود بياورى آن را از نيروى بازوى خويش بدان چه ، خداوند است كه روزى مىبخشد . ( 3 ) . همى روزى آمد به جوفش ز ناف : كودك در رحم از ناف تغذيه مىكند . ( 4 ) . به دارو دهند آبش از شهر خويش : براى غريب آب شهر و موطن داروئى است . اين مطلب را شيخ مقدمه براى آن ساخته است كه شير مادر چون از شهر و موطن كودك است داروى رنجوريهاى اوست . ( 5 ) . انبوب : ( با ضم اول لفظ عربى ) : لوله جمع آن انابيب . ( 6 ) . درو جوى شير : اشاره است به « انهار من لبن » كه بموجب آيه 14 از سوره محمد ( ص ) در بهشت جارى است . ( 7 ) . بيندايدش دايه پستان به صبر : دايه براى آنكه كودك را از شير بازگيرد بر پستان خود صبر زرد كه محصول گياهى تلخى است ميمالد . ( 8 ) . تو نيز اى كه در توبه‌اى . . . : تو كه در توبه مبتدى هستى بايد شكيبائى و خوددارى از گناهان پيشين كنى تا گناهت بخشوده شود و خود هم عادت به گناه را فراموش كنى .