اگر سيرتم خوب و گر منكر است ، * خدايم ( 1 ) به سر ، از تو داناتر است
تو خاموش ، اگر من بهم يا بدم * كه حمال سود و زيان خودم
كسى را به كردار بد كن عذاب ، * كه چشم از تو دارد به نيكى ثواب
نكوكارى از مردم نيكراى ، * يكى را به ده مىنويسد خداى ( 2 )
تو نيز اى عجب هر كرا يك هنر ، * ببينى ، زده عيبش اندر گذر
نه يك عيب او را بر انگشت پيچ ، * جهانى فضيلت برآور به هيچ
چو دشمن كه در عيب سعدى نگاه ، * به نفرت كند ، اندرون تباه
ندارد به صد نكتهء نغز گوش * چو زحفى ( 3 ) ببيند برآرد خروش
جز اين علتش نيست كان خودپسند ، * حسد ديدهء نيك بينش بكند
نه مر خلق را صنع بارى سرشت ؟ * سياه و سپيد آمد و خوب و زشت
نه هر چشم و ابرو كه بينى نكوست * بخور پسته مغز و بينداز پوست
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . « خدايم بسر از تو داناتر است » : اشاره دارد به آيه كريمه :« رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ » .( 2 ) . « يكى را به ده مىنويسد خداى » : اشاره دارد به آيه كريمه 59 از سورهء انعام« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »كسى كه نيكى كند ده برابر جزاى اوست .
( 3 ) . زحف : به معنى عيب و نقص است و در اصطلاح عروض عبارت از آن است كه بحر عروضى سالم نباشد و در افاعيل آن كمبودى پيدا آيد .