تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
وگر قانع و خويشتن‌دار گشت ، * به تشنيع خلقى گرفتار گشت : كه همچون پدر خواهد اين سفله مرد * كه نعمت رها كرد و حسرت ببرد كه يا رد به كنج سلامت نشست ؟ * كه پيغمبر ( 1 ) از خبث مردم نرست خدا را كه مانند و انباز و جفت ، * ندارد ، شنيدى كه ترسا ( 2 ) چه گفت : رهايى نيابد كس از دست كس * گرفتار را چاره صبر است و بس

حكايت ( 21 ) [ جوانى هنرمند فرزانه بود . . . . ]

جوانى هنرمند فرزانه بود ، * كه در وعظ چالاك و مردانه بود ، نكونام و صاحبدل و حق‌پرست ، * خط عارضش خوشتر از خط دست ، قوى در لغت بود و در نحو چست ، * ولى حرف شين ( 3 ) را نگفتى درست يكى را بگفتم ز صاحبدلان : * كه دندان پيشين ندارد فلان
شرح
( 1 ) . كه پيغمبر از خبث مردم نرست : اشاره دارد به گفتهء نابخردان كه وحى بر پيغمبر را القاء سلمان معرفى ميكردند و همچنين او را سرزنش ميكردند كه ابتر و بلاعقب است . ( 2 ) . ترسا چه گفت : اشاره دارد به گفتار باطل مسيحيانى كه عيسى را پسر خدا مى - پنداشتند . ( 3 ) . ولى حرف شين را : در بعضى از نسخه‌ها ضبط چنين است : « ولى حرف ابجد نگفتى درست » در نسخه‌هايى كه اين مصراع بدين قسم ضبط شده ، پيش از اين بيت ديگرى است :« مگر لكنتى بودش اندر زبان * كه تحقيق معجم نكردى بيان »يعنى زبانش دچار لكنت بود و در سخن الكن مينمود بقسمى كه حروف معجم را نمى - توانست به روشنى ادا كند . بايد دانست ترتيب حروفى كه ما امروزه به كار ميبريم و آن را ترتيب ابتثى ( ا - ب - ت - ث - ى ) ميناميم بوسيلهء عربها وضع شده و بر مبناى قرابت شكلى حروف است . ترتيب حروفى كه آراميان وضع كرده‌اند ، ترتيب ابجدى بوده و حروف اول عبارت بوده است از : ( آلاف يعنى گاو - بت يعنى بيت - گپمال يعنى جمل - شتر ) اين ترتيب در الفباى يونانى ( آلفا - بتا - گاما - دلتا . . . ) هنوز محفوظ است و ترتيب حروف الفباى اروپايى هم تقريبا به همان شكل باقى مانده ، الفاى زبان پهلوى نيز ، بر اين ترتيب بوده ، خليل بن احمد بصرى فراهيدى ، حروف را برحسب مخارج از گلو تا لب مرتب ساخت و حرف نخستين را حرف ( عين ) قرار داد ، از اين‌جهت فرهنگى كه او ترتيب داده « كتاب العين » ناميده شده . سيبويه هم در الكتاب خود آنجا كه در مقام تقسيم اصوات است تقريبا مبناى خليل را اتخاذ كرده است ، ضمنا بايد دانست كهigolonohPكه امروزه علم جديدى تصور مىشود تازگى ندارد و در اوايل قرن دوم هجرى خليل و سيبويه و لغويون و نحويون ديگر در اين باب سخنها گفته‌اند و قاريان قرآن علمى دارند به نام علم تجويد كه مربوط به كيفيت حروف و اصوات است .