ازين خاكدان بندهيى پاك شد ، * كه در پاى كمتر كسى ، خاك شد
الا اى كه بر خاك ما بگذرى ، * به خاك عزيزان كه يادآورى :
كه گر خاك شد « سعدى » او را چه غم ؟ * كه در زندگى خاك بودست هم
به بيچارگى تن فرا خاك داد * وگر گرد عالم برآمد چو باد
بسى برنيايد كه خاكش خورد * دگرباره بادش به عالم برد
مگر تا گلستان معنى شكفت * برو هيچ بلبل چنين خوش نگفت
عجب گر بميرد چنين بلبلى ، * كه بر استخوانش برويد گلى
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: محمد خزائلى
ص٢٧٧