ز نيروى سرپنجهء شيرگير ، * فرومانده عاجز چو روباه پير
پس از غرم ( 1 ) و آهو گرفتن به پى * لگد خوردن از گوسفندان حى
چو مسكين و بىطاقتش ديد و ريش ، * به دو داد يك نيمه از زاد خويش
شنيدم كه ميگفت و خود ميگريست : * كه داند كه بهتر ز ما هر دو كيست ؟
به ظاهر من امروز ازين بهترم * دگر تا چه راند قضا بر سرم
گرم پاى ايمان نلغزد ز جاى ، * به سر برنهم تاج عفو خداى
وگر كسوت معرفت در برم ، * نماند ، به بسيار ازين كمترم
كه سگ با همه زشتنامى چو مرد ، * مر او را به دوزخ نخواهند برد ( 2 )
ره اين است سعدى كه مردان راه * به عزت نكردند در خود نگاه
از آن بر ملايك شرف داشتند ، * كه خود را به از سگ نپنداشتند
حكايت ( 23 ) [ يكى بربطى در بغل داشت مست . . . . ]
يكى بربطى در بغل داشت مست * به شب در سر پارسايى شكست
چو روز آمد آن نيكمرد سليم ، * بر سنگدل برد يك مشت سيم :
كه دوشينه معذور بودى و مست * تو را و مرا بربط و سرشكست
مرا به شد آن زخم و برخاست بيم * ترا به نخواهد شد الا به سيم
شرح
( 1 ) . غرم : ( با ضم اول - لفظ فارسى ) : ميش كوهى . مراد بيت اينست : اين سگ بعد از آنكه ميش كوهى و آهو را از روى اثر پاى آنها دنبال ميكرد و بصيد خود درمىآورد اكنون چنان ضعيف شده است كه لگدكوب گوسفندان قبيله است .
( 2 ) . مر او را نخواهند . . . : برحسب كريمهء قرآنى جانوران هم در روز قيامت محشور ميشوند ، لكن معلوم نيست كه بهشتى و دوزخى باشند . آيه سى و هشتم از سورهء انعام چنين است :« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » .ترجمه : هيچ جنبندهيى در زمين و هيچ پرندهيى كه با دو بال خود پرواز مىكند وجود ندارد مگر آنكه آنها انواع يا امتهايى مانند شمايند . در كتاب تكوينى يا تدوينى يا هر دو ، ما از بيان ، هيچ چيز دريغ نورزيديم . اين جانوران و پرندگان پس از گذرانيدن دوران زندگانى به پروردگار خود محشور خواهند شد .