تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
گرين مدعى دوست بشناختى ، * به پيكار دشمن نپرداختى گر از هستى حق خبر داشتى ، * همه خلق را نيك پنداشتى

حكايت ( 21 ) [ شنيدم كه لقمان سيه‌فام بود . . . . ]

شنيدم كه لقمان ( 1 ) سيه‌فام بود * نه تن‌پرور و نازك‌اندام بود يكى بندهء خويش پنداشتش * زبون ديد و در كار گل داشتش جفا ديد و با جور و قهرش بساخت * به سالى سرايى ز بهرش بساخت چو پيش آمدش بندهء رفته باز ، * ز لقمانش آمد نهيبى فراز به پايش درافتاد و پوزش نمود * بخنديد لقمان : كه پوزش چه سود ؟ به سالى ز جورت جگر خون كنم * به يك ساعت از دل به در چون كنم ؟ ولى هم ببخشايم اى نيكمرد ، * كه سود تو ما را زيانى نكرد تو آباد كردى شبستان خويش * مرا حكمت و معرفت گشت بيش غلاميست در خيلم اى نيكبخت ، * كه فرمايمش وقتها كار سخت دگر ره نيازارمش سنگ‌دل * چو ياد آيدم سختى كار گل هر آن‌كس كه جور بزرگان نبرد ، * نسوزد دلش بر ضعيفان خرد گر از حاكمان سختت آيد سخن ، * تو بر زيردستان درشتى مكن نكو گفت بهرام شه ، با وزير : * كه دشوار با زيردستان مگير

حكايت ( 22 ) [ شنيدم كه در دشت صنعا ، جنيد . . . . ]

شنيدم كه در دشت صنعا ( 2 ) ، جنيد ( 3 ) ، * سگى ديد بركنده دندان صيد
شرح
( 1 ) . لقمان : از حكيمان عرب است و بعضى سمت پيغمبرى هم براى او قائل شده‌اند . در طول عمر و حكمت و داستان و مثل معروف است . سوره‌يى در قرآن مجيد به نام سوره لقمان با حروف « الف - لام - ميم » آغاز مىشود و در خلال آن نصايحى از زبان لقمان به فرزندش بيان ميگردد . بعضى هم به دو لقمان قائل شده‌اند ( رجوع شود به اعلام قرآن مقاله لقمان ) . بعضى از داستان‌ها و مثل‌هاى لقمان شبيه است به امثال و قصص « ازپ و هزيود » كه هر دو يونانى بوده‌اند . عده‌يى هم لقمان را يكى از بردگان يونانى دانسته‌اند . سيه‌فام ( سياه رنگ ) صفت لقمان است و « فام » ادات مشابهت است و « پام » هم بجاى « فام » در اشعار فارسى به كار رفته است . ( 2 ) . صنعا : يكى از شهرهاى يمن . ( 3 ) . جنيد : ابو القاسم ، جنيد بن محمد بن جنيد بغدادى متوفى 297 از صوفيان بزرگ است ، كه سخنان عرفانى از او بسيار نقل كرده‌اند . وى خواهرزاده سرى سقطى است .