بكن خرقهء نام و ناموس و زرق ، * كه عاجز بود مرد با جامه غرق
تعلق ( 1 ) حجاب است و بيحاصلى * چو پيوندها بگسلى ، واصلى ( 2 )
حكايت ( 21 ) [ كسى گفت پروانه را كاى حقير . . . . ]
كسى گفت پروانه را كاى حقير ، * برو دوستى در خور خويش گير
رهى رو كه بينى طريق رجا ( 3 ) * تو و مهر شمع ، از كجا تا كجا !
سمندر نه اى ، گرد آتش مگرد * كه مردانگى بايد آنگه ، نبرد
ز خورشيد پنهان شود موش كور ( 4 ) * كه جهل است با آهنين پنجه ، زور
كسى را كه دانى كه خصم تو اوست ، * نه از عقل باشد گرفتن به دوست
ترا كس نگويد ، نكو ميكنى ، * كه جان در سر كار او ميكنى
گدايى كه از پادشه خواست دخت ( 5 ) ، * قفا خورد و سوداى بيهوده پخت
كجا در حساب آورد چون تو دوست ، * كه روى ملوك و سلاطين دروست
مپندار كو در چنان مجلسى ، * مدارا كند با چو تو مفلسى
و گر با همه خلق نرمى كند ، * تو بيچارهاى ، با تو گرمى ( 6 ) كند
نگه كن كه پروانهء سوزناك ، * چه گفت ؟ اى عجب گر بسوزم چه باك !
مرا ( 7 ) چون خليل آتشى در دل است ، * كه پندارى اين شعله بر من گل است
نه دل دامن دلستان ميكشد ، * كه مهرش گريبان جان ميكشد
شرح
( 1 ) . تعلق : عبارت است از پيوند با دنيا و امور دنيوى و انقطاع ضد آنست .
( 2 ) . و اصل : آن عارفى است كه از جهان و جهانيان به كلى منقطع گردد و به حقيقت برسد .
( 3 ) . رجا : ( با فتح اول - مخفف رجاء ) : اميد .
( 4 ) . موش كور : خفاش را موش كور مينامند و در اينجا مراد است ولى از نظر جانور شناسى موش كور ، جانورى است از حشرهخواران به طول حدود 15 سانتيمتر با پوزه مخروطى و دست و پاى بسيار كوتاه . چشمهاى كوچك موش كور زير موهاى ناحيه سر پنهان است دستهاى او پهن است و به پنج چنگال قوى ختم مىشود .
( 5 ) . دخت : دختر .
( 6 ) . گرمى كند : با حدت و خشم با تو رفتار مىكند .
( 7 ) . مرا چون خليل آتشى در دل است : اشاره است به داستان ابراهيم خليل كه پادشاه بابل او را به آتش انداخت و به فرمان حق آتش بر وى گلستان گرديد .